mucosity

[ایالات متحده]/mjuːˈkɒs.ɪ.ti/
[بریتانیا]/mjuˈkɑː.sɪ.ti/

ترجمه

n. کیفیت یا حالت لزج بودن؛ چسبندگی؛ کیفیت چسبناک یا لزج

عبارات و ترکیب‌ها

high mucosity

خاله‌مزا

mucosity levels

سطوح مخاط

mucosity index

شاخص مخاط

mucosity measurement

اندازه‌گیری مخاط

mucosity factor

عامل مخاط

mucosity content

محتوای مخاط

mucosity assessment

ارزیابی مخاط

mucosity characteristics

ویژگی‌های مخاط

mucosity profile

پروفایل مخاط

mucosity analysis

تجزیه و تحلیل مخاط

جملات نمونه

the doctor noted the increased mucosity in the patient's throat.

پزشک افزایش مخاط در گلو بیمار را یادداشت کرد.

excessive mucosity can lead to breathing difficulties.

افزایش بیش از حد مخاط می‌تواند منجر به مشکلات تنفسی شود.

she experienced mucosity buildup during the allergy season.

او در طول فصل آلرژی دچار تجمع مخاط شد.

the mucosity in his lungs required immediate treatment.

مخاط در ریه‌های او نیاز به درمان فوری داشت.

doctors recommend hydration to reduce mucosity.

پزشکان مصرف مایعات را برای کاهش مخاط توصیه می‌کنند.

the mucosity from the infection was quite thick.

مخاط ناشی از عفونت بسیار غلیظ بود.

she took medicine to help clear the mucosity from her sinuses.

او دارویی مصرف کرد تا به پاک کردن مخاط از سینوس‌هایش کمک کند.

persistent mucosity can indicate an underlying health issue.

مخاط مداوم می‌تواند نشانه‌ای از یک مشکل سلامتی زمینه‌ای باشد.

he coughed to expel the mucosity from his chest.

او برای دفع مخاط از قفسه سینه خود سرفه کرد.

reducing mucosity is essential for effective respiratory function.

کاهش مخاط برای عملکرد تنفسی موثر ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید