mudlark treasure
گنج یاب
mudlark finds
یافتههای حفرهکاوی
mudlark hunting
شکار حفرهکاوی
mudlark adventures
ماجراهای حفرهکاوی
mudlark lifestyle
سبک زندگی حفرهکاوی
mudlark community
جامعه حفرهکاوی
mudlark activity
فعالیت حفرهکاوی
mudlark discoveries
کشفهای حفرهکاوی
mudlark enthusiast
علاقهمند حفرهکاوی
mudlark experience
تجربه حفرهکاوی
as a mudlark, she found many treasures along the riverbank.
به عنوان یک جمعکننده اشیاء در کنار رودخانه، او گنجینههای بسیاری پیدا کرد.
the mudlark searched for lost items after the flood.
جمعکننده اشیاء پس از سیل به دنبال اشیاء گمشده میگشت.
he enjoys being a mudlark during his weekends.
او از جمعآوری اشیاء در کنار رودخانه در آخر هفتههای خود لذت میبرد.
many mudlarks gather at low tide to explore the shore.
بسیاری از جمعکنندگان اشیاء در زمان جزر و مد برای کاوش در ساحل جمع میشوند.
the mudlark's collection included old coins and pottery.
کلکسیون جمعکننده اشیاء شامل سکههای قدیمی و سفال میشد.
being a mudlark requires patience and perseverance.
جمعآوری اشیاء صبر و پشتکار میطلبد.
she learned the art of mudlarking from her grandfather.
او هنر جمعآوری اشیاء را از پدربزرگش یاد گرفت.
every mudlark has their favorite spot along the river.
هر جمعکننده اشیاء مکان مورد علاقه خود را در کنار رودخانه دارد.
the mudlark found a beautiful piece of glass on the beach.
جمعکننده اشیاء یک تکه شیشه زیبا در ساحل پیدا کرد.
she shared her mudlarking adventures on social media.
او ماجراهای جمعآوری اشیاء خود را در رسانههای اجتماعی به اشتراک گذاشت.
mudlark treasure
گنج یاب
mudlark finds
یافتههای حفرهکاوی
mudlark hunting
شکار حفرهکاوی
mudlark adventures
ماجراهای حفرهکاوی
mudlark lifestyle
سبک زندگی حفرهکاوی
mudlark community
جامعه حفرهکاوی
mudlark activity
فعالیت حفرهکاوی
mudlark discoveries
کشفهای حفرهکاوی
mudlark enthusiast
علاقهمند حفرهکاوی
mudlark experience
تجربه حفرهکاوی
as a mudlark, she found many treasures along the riverbank.
به عنوان یک جمعکننده اشیاء در کنار رودخانه، او گنجینههای بسیاری پیدا کرد.
the mudlark searched for lost items after the flood.
جمعکننده اشیاء پس از سیل به دنبال اشیاء گمشده میگشت.
he enjoys being a mudlark during his weekends.
او از جمعآوری اشیاء در کنار رودخانه در آخر هفتههای خود لذت میبرد.
many mudlarks gather at low tide to explore the shore.
بسیاری از جمعکنندگان اشیاء در زمان جزر و مد برای کاوش در ساحل جمع میشوند.
the mudlark's collection included old coins and pottery.
کلکسیون جمعکننده اشیاء شامل سکههای قدیمی و سفال میشد.
being a mudlark requires patience and perseverance.
جمعآوری اشیاء صبر و پشتکار میطلبد.
she learned the art of mudlarking from her grandfather.
او هنر جمعآوری اشیاء را از پدربزرگش یاد گرفت.
every mudlark has their favorite spot along the river.
هر جمعکننده اشیاء مکان مورد علاقه خود را در کنار رودخانه دارد.
the mudlark found a beautiful piece of glass on the beach.
جمعکننده اشیاء یک تکه شیشه زیبا در ساحل پیدا کرد.
she shared her mudlarking adventures on social media.
او ماجراهای جمعآوری اشیاء خود را در رسانههای اجتماعی به اشتراک گذاشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید