avalanche

[ایالات متحده]/ˈævəlɑːnʃ/
[بریتانیا]/ˈævəlæntʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک حمله ناگهانی و قدرتمند برف به سمت پایین کوه
vi. به سمت پایین آمدن یا پایین رفتن مانند یک بهمن
vt. غرق کردن (کسی) با مقدار زیادی از چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

avalanche warning

هشدار بهمن

avalanche danger

خطر بهمن

trigger an avalanche

بهمن را فعال کند

avalanche photodiode

فتودیود بهمن

جملات نمونه

an avalanche of letters

سیل نامه‌ها

an avalanche of mud.

سیل گل و لای

the avalanche left a trail of destruction.

سیل، ردی از ویرانی بر جا گذاشت.

received an avalanche of mail.

دریافتیم سیل نامه‌ای.

She was avalanched with invitations.

او با دعوت‌نامه‌ها درگیر شد.

we have had an avalanche of applications for the post.

ما سیل درخواست‌هایی برای این پست داشتیم.

We received an avalanche of inquiries.

ما سیل درخواست‌هایی را دریافت کردیم.

the climbers were avalanched down the south face of the mountain.

کوهنوردان در اثر سیل از وجه جنوبی کوه به پایین سر خوردند.

They were killed by an avalanche in the Swiss Alps.

آنها در اثر بهمن در آلپ‌های سوئیس کشته شدند.

The chopped waveshapes of an avalanche transistor and krytron electrooptics gates are compared by streak camera measurement.

شکل‌های موجی بریده شده از ترانزیستور سیل و دروازه‌های الکترواپتیکی کرایترون با استفاده از اندازه‌گیری دوربین‌های نوری مقایسه می‌شوند.

No one could emerge from that avalanche alive, unless one believed that man could rise from the dead.

هیچ کس نمی‌توانست از آن سیل زنده بیرون بیاید، مگر اینکه کسی باور داشت که انسان می‌تواند از مردگی برخیزد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید