avalanche warning
هشدار بهمن
avalanche danger
خطر بهمن
trigger an avalanche
بهمن را فعال کند
avalanche photodiode
فتودیود بهمن
an avalanche of letters
سیل نامهها
an avalanche of mud.
سیل گل و لای
the avalanche left a trail of destruction.
سیل، ردی از ویرانی بر جا گذاشت.
received an avalanche of mail.
دریافتیم سیل نامهای.
She was avalanched with invitations.
او با دعوتنامهها درگیر شد.
we have had an avalanche of applications for the post.
ما سیل درخواستهایی برای این پست داشتیم.
We received an avalanche of inquiries.
ما سیل درخواستهایی را دریافت کردیم.
the climbers were avalanched down the south face of the mountain.
کوهنوردان در اثر سیل از وجه جنوبی کوه به پایین سر خوردند.
They were killed by an avalanche in the Swiss Alps.
آنها در اثر بهمن در آلپهای سوئیس کشته شدند.
The chopped waveshapes of an avalanche transistor and krytron electrooptics gates are compared by streak camera measurement.
شکلهای موجی بریده شده از ترانزیستور سیل و دروازههای الکترواپتیکی کرایترون با استفاده از اندازهگیری دوربینهای نوری مقایسه میشوند.
No one could emerge from that avalanche alive, unless one believed that man could rise from the dead.
هیچ کس نمیتوانست از آن سیل زنده بیرون بیاید، مگر اینکه کسی باور داشت که انسان میتواند از مردگی برخیزد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید