muenster

[ایالات متحده]/ˈmʌnstə/
[بریتانیا]/ˈmʌnstər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی پنیر نیمه نرم و زرد کمرنگ از شمال شرقی فرانسه; پنیر نیمه نرم زرد کمرنگ از مونس، فرانسه
شکل‌های واژه
جمعmuensters

عبارات و ترکیب‌ها

muenster cheese

پنیر مونستر

muenster sandwich

ساندویچ مونستر

muenster burger

برگر مونستر

muenster dip

دیپ مونستر

muenster fondue

فونڈیو مونستر

muenster salad

سالاد مونستر

muenster pizza

پیتزای مونستر

muenster platter

پیش‌غذای مونستر

muenster toast

نان تست مونستر

muenster spread

اسپرد مونستر

جملات نمونه

we enjoyed a delicious muenster cheese sandwich for lunch.

ما از خوردن یک ساندویچ پنیر مونستر خوشمزه لذت بردیم.

she prefers muenster cheese over cheddar for her pizza.

او پنیر مونستر را به جای چدار برای پیتزایش ترجیح می دهد.

muenster cheese melts perfectly in grilled cheese sandwiches.

پنیر مونستر به خوبی در ساندویچ های پنیر گریل شده آب می شود.

he bought muenster cheese from the local farmer's market.

او پنیر مونستر را از بازار محلی کشاورزان خرید.

muenster cheese pairs well with fruity wines.

پنیر مونستر با شراب های میوه ای خوب می شود.

for a snack, we had crackers with muenster cheese.

برای میان وعده، ما بیسکویت با پنیر مونستر داشتیم.

she added muenster cheese to her salad for extra flavor.

او پنیر مونستر را به سالادش برای طعم بیشتر اضافه کرد.

muenster cheese is known for its mild flavor and creamy texture.

پنیر مونستر به دلیل طعم ملایم و بافت خامه‌ای اش شناخته شده است.

they served muenster cheese at the cheese tasting event.

آنها پنیر مونستر را در رویداد تست پنیر سرو کردند.

for breakfast, i had an omelet with muenster cheese.

برای صبحانه، من یک املت با پنیر مونستر داشتم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید