spreadable

[ایالات متحده]/ˈsprɛdəbəl/
[بریتانیا]/ˈsprɛdəbəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. (کره و غیره) به راحتی قابل پخش کردن

عبارات و ترکیب‌ها

spreadable butter

کره قابل پخش

spreadable cheese

پنیر قابل پخش

spreadable jam

ژله قابل پخش

spreadable cream

خامه قابل پخش

spreadable dip

دیپ قابل پخش

spreadable frosting

رویا قابل پخش

spreadable margarine

مارگارین قابل پخش

spreadable spread

پخش قابل پخش

spreadable paste

خمیر قابل پخش

spreadable product

محصول قابل پخش

جملات نمونه

peanut butter is a popular spreadable food.

كره بادام زمینی یک غذای پخش شده محبوب است.

the cream cheese is spreadable and perfect for bagels.

پنیر خامه‌ای قابل پخش است و برای دونات‌ها عالی است.

she prefers spreadable butter over regular butter.

او ترجیح می‌دهد کره قابل پخش را به کره معمولی ترجیح دهد.

we need a spreadable mixture for the toast.

ما به یک مخلوط قابل پخش برای تست نیاز داریم.

spreadable cheese can enhance any sandwich.

پنیر قابل پخش می‌تواند هر ساندویچی را بهتر کند.

the recipe calls for a spreadable filling.

دستور غذا یک ماده قابل پخش را لازم می‌داند.

he loves spreadable jams on his breakfast toast.

او عاشق مرباهای قابل پخش روی تست صبحانه خود است.

they offer a variety of spreadable dips at the party.

آنها انواع مختلف دیپ‌های قابل پخش را در مهمانی ارائه می‌دهند.

spreadable honey is a great addition to tea.

عسل قابل پخش یک افزودنی عالی برای چای است.

her favorite spreadable snack is avocado toast.

میان وعده مورد علاقه او، تست آووکادو قابل پخش است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید