muffing around
گشت و گذار کردن
muffing up
خراب کردن
muffing it
اشتباه کردن
muffing off
قطع کردن
muffing down
کاهش دادن
muffing out
خاموش کردن
muffing away
دور ریختن
muffing it up
به هم ریختن
muffing together
ترکیب کردن
muffing back
برگشتن
she loves to bake muffins on weekends.
او عاشق پختن مافین در آخر هفته هاست.
he brought a dozen muffins to the party.
او یک دوزین مافین به مهمانی آورد.
they enjoyed blueberry muffins for breakfast.
آنها از خوردن مافین بلوبری برای صبحانه لذت بردند.
she added chocolate chips to the muffin batter.
او چیپس های شکلات به خمیر مافین اضافه کرد.
the muffins were fresh out of the oven.
مافین ها به تازگی از فر خارج شده بودند.
he prefers banana muffins over any other flavor.
او مافین های موز را بیشتر از هر طعم دیگری ترجیح می دهد.
they decorated the muffins with icing and sprinkles.
آنها مافین ها را با خمیر قندی و طرح انداختند.
she often experiments with new muffin recipes.
او اغلب با دستور العمل های جدید مافین آزمایش می کند.
he took a muffin and a coffee for breakfast.
او یک مافین و یک فنجان قهوه برای صبحانه برداشت.
the bakery sells a variety of muffins daily.
آن شیرینی فروشی به طور روزانه انواع مختلفی از مافین ها را به فروش می رساند.
muffing around
گشت و گذار کردن
muffing up
خراب کردن
muffing it
اشتباه کردن
muffing off
قطع کردن
muffing down
کاهش دادن
muffing out
خاموش کردن
muffing away
دور ریختن
muffing it up
به هم ریختن
muffing together
ترکیب کردن
muffing back
برگشتن
she loves to bake muffins on weekends.
او عاشق پختن مافین در آخر هفته هاست.
he brought a dozen muffins to the party.
او یک دوزین مافین به مهمانی آورد.
they enjoyed blueberry muffins for breakfast.
آنها از خوردن مافین بلوبری برای صبحانه لذت بردند.
she added chocolate chips to the muffin batter.
او چیپس های شکلات به خمیر مافین اضافه کرد.
the muffins were fresh out of the oven.
مافین ها به تازگی از فر خارج شده بودند.
he prefers banana muffins over any other flavor.
او مافین های موز را بیشتر از هر طعم دیگری ترجیح می دهد.
they decorated the muffins with icing and sprinkles.
آنها مافین ها را با خمیر قندی و طرح انداختند.
she often experiments with new muffin recipes.
او اغلب با دستور العمل های جدید مافین آزمایش می کند.
he took a muffin and a coffee for breakfast.
او یک مافین و یک فنجان قهوه برای صبحانه برداشت.
the bakery sells a variety of muffins daily.
آن شیرینی فروشی به طور روزانه انواع مختلفی از مافین ها را به فروش می رساند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید