muggee

[ایالات متحده]/ˈmʌɡiː/
[بریتانیا]/ˈmʌɡi/

ترجمه

n. قربانی یک سرقت
Word Forms
جمعmuggees

عبارات و ترکیب‌ها

muggee in trouble

مشکلات muggee

muggee on duty

وظیفه muggee

muggee for hire

برای استخدام muggee

muggee at work

در حال کار muggee

muggee in action

muggee در حال اقدام

muggee in need

muggee در نیاز

muggee for life

برای زندگی muggee

muggee in training

muggee در حال آموزش

muggee at heart

در قلب muggee

جملات نمونه

he is such a muggee when it comes to handling difficult situations.

او در مواجهه با شرایط دشوار، خیلی ساده‌لوح است.

don't be a muggee; think before you act.

ساده‌لوح نباشید؛ قبل از اقدام فکر کنید.

she was called a muggee for trusting him too easily.

او به خاطر اعتماد کردن به او خیلی آسان، ساده‌لوح نامیده شد.

being a muggee can sometimes lead to funny situations.

ساده‌لوح بودن گاهی اوقات می‌تواند منجر به موقعیت‌های خنده‌دار شود.

he learned not to be a muggee after that experience.

او بعد از آن تجربه یاد گرفت که ساده‌لوح نباشد.

everyone makes mistakes, but being a muggee is a choice.

همه اشتباه می‌کنند، اما ساده‌لوح بودن یک انتخاب است.

she felt like a muggee for believing his lies.

او احساس می‌کرد به خاطر اعتماد کردن به دروغ‌هایش ساده‌لوح است.

don't be a muggee; always verify the facts.

ساده‌لوح نباشید؛ همیشه حقایق را بررسی کنید.

he was labeled a muggee by his friends for his naivety.

او به خاطر ساده‌دلی‌اش توسط دوستانش به عنوان یک فرد ساده‌لوح شناخته شد.

being a muggee isn't a bad thing if you learn from it.

ساده‌لوح بودن چیز بدی نیست اگر از آن درس بگیرید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید