muggier

[ایالات متحده]/ˈmʌɡɪə/
[بریتانیا]/ˈmʌɡiər/

ترجمه

adj. داغ و مرطوب; مست (در انگلیسی آمریکایی); مرطوب به طرز خفه کننده

عبارات و ترکیب‌ها

muggier weather

هوای شرجی

muggier days

روزهای شرجی

muggier air

هوای شرجی

muggier conditions

شرایط شرجی

muggier nights

شبه‌های شرجی

muggier summer

تابستان شرجی

muggier climate

آب و هوای شرجی

muggier atmosphere

فضای شرجی

muggier temperatures

دمای شرجی

muggier mornings

صبح‌های شرجی

جملات نمونه

the weather is getting muggier as summer approaches.

با نزدیک شدن تابستان، هوا شرجی‌تر می‌شود.

it feels muggier in the city than in the countryside.

هوا در شهر نسبت به روستا شرجی‌تر است.

after the rain, the air became much muggier.

بعد از باران، هوا بسیار شرجی شد.

i prefer dry heat over muggier conditions.

من گرمای خشک را به شرایط شرجی ترجیح می‌دهم.

the muggier it gets, the more i want to stay indoors.

هرچه هوا شرجی‌تر می‌شود، بیشتر دوست دارم در داخل خانه بمانم.

she complained about how muggier it was during her vacation.

او در مورد شرجی بودن هوا در طول تعطیلاتش شکایت کرد.

on muggier days, i always carry a water bottle.

در روزهای شرجی، همیشه یک بطری آب با خود حمل می‌کنم.

the forecast predicts a muggier week ahead.

پیش‌بینی هواشناسی یک هفته شرجی در پیش است.

he finds it hard to breathe when it's muggier outside.

وقتی بیرون هوا شرجیه، نفس کشیدن براش سخت میشه.

we decided to go to the beach to escape the muggier weather.

ما تصمیم گرفتیم به سمت ساحل برویم تا از شر هوای شرجی خلاص شویم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید