muggiest

[ایالات متحده]/ˈmʌɡiɪst/
[بریتانیا]/ˈmʌɡiɪst/

ترجمه

adj. گرم و مرطوب; مست (غیررسمی، آمریکا)

عبارات و ترکیب‌ها

muggiest day

گرم‌ترین روز

muggiest weather

گرم‌ترین هوا

muggiest month

گرم‌ترین ماه

muggiest conditions

شرایط گرم‌ترین

muggiest afternoon

بعد از ظهر گرم‌ترین

muggiest evening

عصر گرم‌ترین

muggiest summer

گرم‌ترین تابستان

muggiest night

شب گرم‌ترین

muggiest season

گرم‌ترین فصل

muggiest morning

صبح گرم‌ترین

جملات نمونه

today is the muggiest day of the week.

امروز شرجی‌ترین روز هفته است.

i hate the muggiest weather; it makes me feel sluggish.

من از شرجی‌ترین هوا متنفرم؛ باعث می‌شود احساس کسالت کنم.

the muggiest summer day can be unbearable without air conditioning.

شرجی‌ترین روز تابستان بدون تهویه مطبوع طاقت‌فرسا می‌تواند باشد.

we decided to stay indoors during the muggiest afternoon.

ما تصمیم گرفتیم در طول بعدازظهر شرجی در داخل خانه بمانیم.

the muggiest conditions are often found in tropical climates.

شرجی‌ترین شرایط اغلب در مناطق گرمسیری یافت می‌شود.

she felt sticky and uncomfortable in the muggiest part of the city.

او در شرجی‌ترین قسمت شهر احساس چسبندگی و ناراحتی می‌کرد.

during the muggiest months, we always carry extra water.

در طول ماه‌های شرجی، همیشه آب اضافی با خود حمل می‌کنیم.

the muggiest nights are perfect for staying in with a good book.

شب‌های شرجی برای ماندن در خانه با یک کتاب خوب عالی هستند.

he complained about the muggiest weather ruining their picnic.

او شکایت کرد که شرجی‌ترین هوا پیک‌نیک آن‌ها را خراب کرد.

in the muggiest season, mosquitoes become a real problem.

در فصل شرجی، پشه‌ها به یک مشکل واقعی تبدیل می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید