mugil

[ایالات متحده]/ˈmjuːdʒɪl/
[بریتانیا]/ˈmjuːdʒɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک جنس ماهی که به طور رایج به عنوان ماهی مولتت شناخته می‌شود؛ [پزشکی] مولتت.
شکل‌های واژه
جمعmugils

عبارات و ترکیب‌ها

mugil genus

جنس میگیل

mugil cephalus

میگیل سفالوس

mugil curema

میگیل کوریما

mugil liza

میگیل لیزا

mugil soiuy

میگیل سوئیوی

mugil gaimardianus

میگیل گیمردیانوس

mugil incilis

میگیل اینسیلیس

mugil thoburni

میگیل ثوبورنی

mugil trichodon

میگیل تریکودون

mugil hospes

میگیل هوسپس

جملات نمونه

the mugil fish swims in shallow waters.

مگیل در آب‌های سığ می‌زیسه.

fishermen often catch mugil near the coast.

صیادان مگیل را در نزدیک ساحل می‌گیرند.

mugil is a popular food fish in many countries.

مگیل در بسیاری از کشورها یک ماهی غذایی محبوب است.

the mugil jumped out of the water.

مگیل از آب پرید.

we saw a school of mugil swimming together.

ما یک گروه مگیل را که با هم می‌زیستند دیدیم.

mugil fish have elongated bodies.

ماهی‌های مگیل دارای بدن‌های تاکنیده‌اند.

the restaurant serves grilled mugil.

رستوران مگیل گریل شده را سرved می‌کند.

mugil are known for their silvery scales.

مگیل‌ها به دلیل پوسته‌های نقره‌ای‌شان شناخته می‌شوند.

many mugil species live in estuaries.

بسیاری از گونه‌های مگیل در دهانه‌های دریا زندگی می‌کنند.

the mugil swam away from the predators.

مگیل از شکارچیان فرار کرد.

people have fished for mugil for centuries.

مردم به مدت قرون میلادی برای مگیل صید کرده‌اند.

the mugil fish market opens early in the morning.

بازار ماهی مگیل زود در صبح باز می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید