mujiks

[ایالات متحده]/ˈmuːʤɪk/
[بریتانیا]/ˈmuːdʒɪk/

ترجمه

n. دهقان یا کشاورز

عبارات و ترکیب‌ها

mujik voice

صدای موجیک

mujik spirit

روح موجیک

mujik heritage

میراث موجیک

mujik culture

فرهنگ موجیک

mujik life

زندگی موجیک

mujik tradition

آداب و رسوم موجیک

mujik community

جامعه موجیک

mujik story

داستان موجیک

mujik art

هنر موجیک

mujik song

آهنگ موجیک

جملات نمونه

he is a talented mujik who plays the balalaika.

او یک موسیقی‌دان با استعداد است که بالالایکا می‌نوازد.

the mujik sang a beautiful folk song.

موسیقی‌دان یک ترانه محلی زیبا خواند.

many mujiks gather at the festival every year.

هر سال بسیاری از موسیقی‌دانان در جشنواره گرد هم می‌آیند.

the mujik worked hard in the fields.

موسیقی‌دان سخت در مزارع کار می‌کرد.

she admired the mujik's craftsmanship.

او از مهارت موسیقی‌دان تحسین کرد.

the mujik shared stories of his village.

موسیقی‌دان داستان‌های روستای خود را به اشتراک گذاشت.

a mujik's life is often filled with challenges.

زندگی یک موسیقی‌دان اغلب با چالش‌ها همراه است.

the mujik taught his children about farming.

موسیقی‌دان به فرزندانش در مورد کشاورزی آموزش داد.

in the old days, mujiks were the backbone of rural communities.

در روزهای قدیم، موسیقی‌دانان ستون فقرات جوامع روستایی بودند.

the mujik's laughter echoed through the fields.

خنده موسیقی‌دان در مزارع طنین انداز شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید