mujik voice
صدای موجیک
mujik spirit
روح موجیک
mujik heritage
میراث موجیک
mujik culture
فرهنگ موجیک
mujik life
زندگی موجیک
mujik tradition
آداب و رسوم موجیک
mujik community
جامعه موجیک
mujik story
داستان موجیک
mujik art
هنر موجیک
mujik song
آهنگ موجیک
he is a talented mujik who plays the balalaika.
او یک موسیقیدان با استعداد است که بالالایکا مینوازد.
the mujik sang a beautiful folk song.
موسیقیدان یک ترانه محلی زیبا خواند.
many mujiks gather at the festival every year.
هر سال بسیاری از موسیقیدانان در جشنواره گرد هم میآیند.
the mujik worked hard in the fields.
موسیقیدان سخت در مزارع کار میکرد.
she admired the mujik's craftsmanship.
او از مهارت موسیقیدان تحسین کرد.
the mujik shared stories of his village.
موسیقیدان داستانهای روستای خود را به اشتراک گذاشت.
a mujik's life is often filled with challenges.
زندگی یک موسیقیدان اغلب با چالشها همراه است.
the mujik taught his children about farming.
موسیقیدان به فرزندانش در مورد کشاورزی آموزش داد.
in the old days, mujiks were the backbone of rural communities.
در روزهای قدیم، موسیقیدانان ستون فقرات جوامع روستایی بودند.
the mujik's laughter echoed through the fields.
خنده موسیقیدان در مزارع طنین انداز شد.
mujik voice
صدای موجیک
mujik spirit
روح موجیک
mujik heritage
میراث موجیک
mujik culture
فرهنگ موجیک
mujik life
زندگی موجیک
mujik tradition
آداب و رسوم موجیک
mujik community
جامعه موجیک
mujik story
داستان موجیک
mujik art
هنر موجیک
mujik song
آهنگ موجیک
he is a talented mujik who plays the balalaika.
او یک موسیقیدان با استعداد است که بالالایکا مینوازد.
the mujik sang a beautiful folk song.
موسیقیدان یک ترانه محلی زیبا خواند.
many mujiks gather at the festival every year.
هر سال بسیاری از موسیقیدانان در جشنواره گرد هم میآیند.
the mujik worked hard in the fields.
موسیقیدان سخت در مزارع کار میکرد.
she admired the mujik's craftsmanship.
او از مهارت موسیقیدان تحسین کرد.
the mujik shared stories of his village.
موسیقیدان داستانهای روستای خود را به اشتراک گذاشت.
a mujik's life is often filled with challenges.
زندگی یک موسیقیدان اغلب با چالشها همراه است.
the mujik taught his children about farming.
موسیقیدان به فرزندانش در مورد کشاورزی آموزش داد.
in the old days, mujiks were the backbone of rural communities.
در روزهای قدیم، موسیقیدانان ستون فقرات جوامع روستایی بودند.
the mujik's laughter echoed through the fields.
خنده موسیقیدان در مزارع طنین انداز شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید