mules

[ایالات متحده]/mjuːlz/
[بریتانیا]/mjuːlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع مادیان; نوعی کفش; شخص سرسخت; قاچاقچی مواد مخدر

عبارات و ترکیب‌ها

pack mules

گاوهای بسته بار

mules shoes

کفش‌های شتر

mules farm

مزرعه شتر

mules team

تیم شتر

mules trail

مسیر شتر

mules racing

مسابقه شتر

mules load

بار شتر

mules transport

حمل و نقل شتر

mules breeding

پرورش شتر

mules market

بازار شتر

جملات نمونه

mules are known for their strength and endurance.

زمزمه‌ها به خاطر قدرت و استقامت‌شان مشهور هستند.

she decided to wear her mules for the party.

او تصمیم گرفت برای مهمانی چکمه‌های خود را بپوشد.

farmers often use mules for transportation.

کشاورزان اغلب از زمزمه‌ها برای حمل و نقل استفاده می‌کنند.

he prefers mules over horses for riding.

او ترجیح می‌دهد برای سواری از زمزمه‌ها به جای اسب‌ها استفاده کند.

mules can be very stubborn at times.

زمزمه‌ها گاهی اوقات می‌توانند بسیار سرسخت باشند.

she bought a pair of stylish mules for summer.

او یک جفت چکمه‌های شیک برای تابستان خرید.

training mules requires patience and skill.

آموزش زمزمه‌ها نیاز به صبر و مهارت دارد.

mules are often used in mountainous regions.

زمزمه‌ها اغلب در مناطق کوهستانی استفاده می‌شوند.

he loaded the mules with supplies for the journey.

او زمزمه‌ها را با لوازم مورد نیاز برای سفر بارگذاری کرد.

her mules matched perfectly with her outfit.

چکمه‌های او کاملاً با لباسش مطابقت داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید