multicolour

[ایالات متحده]/ˈmʌltɪˌkʌlə/
[بریتانیا]/ˈmʌltɪˌkʌlər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. داشتن رنگ‌های متعدد
adj. متشکل از چندین رنگ؛ رنگارنگ

عبارات و ترکیب‌ها

multicolour design

طراحی چند رنگ

multicolour pattern

الگوی چند رنگ

multicolour scheme

طرح چند رنگ

multicolour fabric

پارچه چند رنگ

multicolour artwork

هنر چند رنگ

multicolour lights

چراغ‌های چند رنگ

multicolour print

چاپ چند رنگ

multicolour beads

مهره‌های چند رنگ

multicolour graphics

گرافیک‌های چند رنگ

multicolour theme

موضوع چند رنگ

جملات نمونه

the artist used multicolour paints to create a vibrant mural.

هنرمند از رنگ‌های رنگارنگ برای ایجاد یک نقاشی دیواری زنده استفاده کرد.

she wore a multicolour dress that caught everyone's attention.

او یک لباس رنگارنگ پوشیده بود که توجه همه را جلب کرد.

the festival featured multicolour fireworks lighting up the night sky.

جشنواره دارای آتش‌بازی رنگارنگ بود که آسمان شب را روشن می‌کرد.

he bought a multicolour scarf to match his new jacket.

او یک شال رنگارنگ خرید تا با ژاکت جدیدش ست شود.

the garden was filled with multicolour flowers in full bloom.

باغ پر از گل‌های رنگارنگ شکوفه بود.

they painted the walls in multicolour patterns to make the room lively.

آنها دیوارها را با طرح‌های رنگارنگ رنگ کردند تا اتاق را زنده کنند.

the children's toys were all multicolour, making playtime more fun.

تمام اسباب‌بازی‌های بچه‌ها رنگارنگ بودند و بازی را سرگرم‌کننده‌تر می‌کردند.

she decorated her room with multicolour cushions and throws.

او اتاقش را با بالش‌ها و روتختی‌های رنگارنگ تزئین کرد.

the multicolour beads were perfect for her jewelry-making project.

مهره‌های رنگارنگ برای پروژه ساخت جواهرات او عالی بودند.

he designed a multicolour logo for the new brand.

او یک لوگوی رنگارنگ برای برند جدید طراحی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید