multihull

[ایالات متحده]/ˈmʌltiˌhʌl/
[بریتانیا]/ˈmʌltiˌhʌl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای چندین بدنه
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

multihull design

طراحی چند بدنه

multihull sailing

قایق‌سواری چند بدنه

multihull boats

قایق‌های چند بدنه

multihull yacht

یخچالی چند بدنه

multihull racing

مسابقات قایق‌سواری چند بدنه

multihull stability

پایداری چند بدنه

multihull construction

ساختمان‌سازی چند بدنه

multihull performance

عملکرد چند بدنه

multihull cruising

گردش با قایق چند بدنه

multihull features

ویژگی‌های چند بدنه

جملات نمونه

he decided to buy a multihull for better stability on the water.

او تصمیم گرفت برای پایداری بیشتر روی آب، یک چند بدنه بخرد.

multihull boats are often faster than traditional monohulls.

کشتی‌های چند بدنه اغلب سریع‌تر از مونوهال‌های سنتی هستند.

she enjoys sailing her multihull during the summer months.

او از قایقرانی با چند بدنه خود در ماه‌های تابستان لذت می‌برد.

many sailors prefer multihulls for their spacious interior.

بسیاری از قایقرانان به دلیل فضای داخلی جادار، چند بدنه را ترجیح می‌دهند.

the multihull design allows for greater speed and efficiency.

طراحی چند بدنه به سرعت و کارایی بیشتر اجازه می‌دهد.

he learned how to navigate a multihull at a sailing school.

او یاد گرفت که چگونه یک چند بدنه را در یک مدرسه قایقرانی هدایت کند.

multihulls are popular for long-distance cruising.

چند بدنه برای کروزینگ مسافت طولانی محبوب هستند.

she attended a seminar on multihull maintenance.

او در یک سمینار در مورد نگهداری چند بدنه شرکت کرد.

his dream is to circumnavigate the globe in a multihull.

رویای او این است که با یک چند بدنه جهان را دور بزند.

they joined a club dedicated to multihull enthusiasts.

آنها به یک باشگاه اختصاص داده شده به علاقه‌مندان به چند بدنه پیوستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید