multilevel

[ایالات متحده]/ˌmʌl.tɪˈlɛv.əl/
[بریتانیا]/ˌmʌl.tɪˈlɛv.əl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای سطوح یا لایه‌های متعدد
n. یک سیستم یا ساختار با سطوح متعدد

عبارات و ترکیب‌ها

multilevel marketing

بازاریابی چند سطحی

multilevel system

سیستم چند سطحی

multilevel structure

ساختار چند سطحی

multilevel analysis

تجزیه و تحلیل چند سطحی

multilevel network

شبکه چند سطحی

multilevel approach

رویکرد چند سطحی

multilevel framework

چارچوب چند سطحی

multilevel model

مدل چند سطحی

multilevel governance

حاکمیت چند سطحی

multilevel education

آموزش چند سطحی

جملات نمونه

the company has implemented a multilevel marketing strategy.

شرکت یک استراتژی بازاریابی چند سطحی را اجرا کرده است.

we need a multilevel approach to solve this complex problem.

ما به یک رویکرد چند سطحی برای حل این مشکل پیچیده نیاز داریم.

her research focuses on multilevel governance systems.

تحقیقات او بر روی سیستم‌های حکمرانی چند سطحی متمرکز است.

they developed a multilevel training program for employees.

آنها یک برنامه آموزشی چند سطحی برای کارکنان توسعه دادند.

this software supports multilevel data analysis.

این نرم افزار از تجزیه و تحلیل داده های چند سطحی پشتیبانی می کند.

the multilevel structure of the organization promotes collaboration.

ساختار چند سطحی سازمان، همکاری را ترویج می کند.

we are studying the effects of multilevel marketing on consumer behavior.

ما در حال بررسی اثرات بازاریابی چند سطحی بر رفتار مصرف کننده هستیم.

he explained the benefits of a multilevel feedback system.

او مزایای سیستم بازخورد چند سطحی را توضیح داد.

multilevel security is crucial in protecting sensitive information.

امنیت چند سطحی برای محافظت از اطلاعات حساس بسیار مهم است.

the project requires a multilevel strategy for implementation.

این پروژه به یک استراتژی چند سطحی برای اجرا نیاز دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید