multipartite

[ایالات متحده]/ˌmʌltiˈpɑːtaɪt/
[بریتانیا]/ˌmʌltiˈpɑrtaɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تقسیم شده به چندین قسمت؛ شامل چندین طرف یا کشور؛ مشخصه چندین جنبه یا مولفه

عبارات و ترکیب‌ها

multipartite agreement

توافقنامه چندجانبه

multipartite negotiation

مذاکره چندجانبه

multipartite system

سیستم چندجانبه

multipartite framework

چارچوب چندجانبه

multipartite collaboration

همکاری چندجانبه

multipartite model

مدل چندجانبه

multipartite network

شبکه چندجانبه

multipartite structure

ساختار چندجانبه

multipartite relationship

ارتباط چندجانبه

multipartite event

رویداد چندجانبه

جملات نمونه

multipartite agreements are often more complex than bilateral ones.

توافقات چندجانبه اغلب پیچیده‌تر از توافقات دوطرفه هستند.

the multipartite negotiation involved several countries.

مذاکرات چندجانبه چندین کشور را در بر گرفت.

in a multipartite system, multiple parties must collaborate.

در یک سیستم چندجانبه، چندین طرف باید همکاری کنند.

multipartite interactions can lead to innovative solutions.

تعاملات چندجانبه می‌تواند منجر به راه‌حل‌های نوآورانه شود.

we need a multipartite framework to address this issue.

ما به یک چارچوب چندجانبه برای رسیدگی به این موضوع نیاز داریم.

multipartite relationships require clear communication.

روابط چندجانبه نیاز به ارتباطات شفاف دارد.

the conference focused on multipartite environmental agreements.

کنفرانس بر روی توافقات زیست‌محیطی چندجانبه متمرکز بود.

multipartite strategies can enhance collaboration in projects.

استراتژی‌های چندجانبه می‌توانند همکاری را در پروژه‌ها افزایش دهند.

understanding multipartite dynamics is crucial for success.

درک پویایی‌های چندجانبه برای موفقیت بسیار مهم است.

they established a multipartite coalition to tackle the crisis.

آنها یک ائتلاف چندجانبه برای مقابله با بحران ایجاد کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید