segmented

[ایالات متحده]/ˈsegˌmentɪd/
[بریتانیا]/'sɛɡməntɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تقسیم شده به بخش‌های جداگانه؛ جدا شده؛ ایزوله. مربوط به یا عمل کردن به تفکیک، به ویژه تفکیک نژادی.

عبارات و ترکیب‌ها

segmented data

داده‌های تقسیم‌بندی‌شده

segmented image

تصویر بخش‌بندی‌شده

market segment

بخش بازار

line segment

قطعه خط

soft segment

بخش نرم

posterior segment

بخش پسین

lower segment

بخش پایین‌تر

segment length

طول بخش

code segment

بخش کد

short segment

بخش کوتاه

جملات نمونه

the unemployed are segmented into two groups.

بیکاران به دو گروه تقسیم می‌شوند.

The model was segmented into 23 radiosensitive anatomic regions and compressed using a look-up table.

مدل به 23 ناحیه آناتومیکی حساس به تشعشع تقسیم شد و با استفاده از یک جدول جستجو فشرده شد.

And two new segmented poly(urethaneureas) were prepared from poly(tetramethylene glycol)(PTMG) or polyadipate of 1,4 butanediol(PBA), MDI and Urea(as chain extender).

و دو پلی (یوریتانئوریا) جدید تک‌قطعه‌ای از پلی (گلی‌کولی تترا متیلن)(PTMG) یا پلی‌آدیپات 1،4 بوتاندیول(PBA)، MDI و اوره (به عنوان توسعه‌دهنده زنجیر) تهیه شد.

The predetection algorithm processes the entire image, in a low computational cost manner, to extract the potential targets based on the saliency of visual feature in each segmented region of image.

الگوریتم پیش‌تشخیص کل تصویر را به روشی با هزینه محاسباتی کم پردازش می‌کند تا اهداف احتمالی را بر اساس بارز بودن ویژگی‌های بصری در هر ناحیه تقسیم شده از تصویر استخراج کند.

The market is segmented by demographics.

بازار بر اساس جمعیت‌شناسی تقسیم‌بندی شده است.

The movie is segmented into different chapters.

فیلم به فصل‌های مختلف تقسیم شده است.

The report is segmented into sections for easier reading.

گزارش به بخش‌هایی برای خواندن آسان‌تر تقسیم شده است.

The audience is segmented based on their preferences.

مخاطبان بر اساس ترجیحاتشان تقسیم‌بندی شده‌اند.

The data is segmented for analysis.

داده‌ها برای تجزیه و تحلیل تقسیم‌بندی شده‌اند.

The market is segmented into different target groups.

بازار به گروه‌های هدف مختلف تقسیم شده است.

The course is segmented into modules for better understanding.

این دوره به ماژول‌هایی برای درک بهتر تقسیم شده است.

The book is segmented into chapters for easy navigation.

کتاب به فصل‌هایی برای پیمایش آسان‌تر تقسیم شده است.

The process is segmented into smaller tasks.

این فرآیند به وظایف کوچکتر تقسیم شده است.

The project is segmented into phases for better management.

این پروژه به فازهایی برای مدیریت بهتر تقسیم شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید