multiphased

[ایالات متحده]/ˈmʌltɪˌfeɪzd/
[بریتانیا]/ˈmʌltɪˌfeɪzd/

ترجمه

adj. دارای مراحل یا جنبه‌های متعدد؛ مربوط به مراحل متعدد در مهندسی برق

عبارات و ترکیب‌ها

multiphased approach

رویکرد چند فازی

multiphased process

فرآیند چند فازی

multiphased strategy

استراتژی چند فازی

multiphased system

سیستم چند فازی

multiphased project

پروژه چند فازی

multiphased model

مدل چند فازی

multiphased evaluation

ارزیابی چند فازی

multiphased development

توسعه چند فازی

multiphased implementation

اجرای چند فازی

multiphased analysis

تجزیه و تحلیل چند فازی

جملات نمونه

the project was multiphased to ensure thorough testing.

پروژه به صورت چند فازی بود تا آزمایش کامل را تضمین کند.

our multiphased approach allows for flexibility in development.

رویکرد چند فازی ما امکان انعطاف پذیری در توسعه را فراهم می کند.

they implemented a multiphased strategy to tackle the problem.

آنها یک استراتژی چند فازی برای مقابله با مشکل اجرا کردند.

the multiphased plan includes several key milestones.

برنامه چند فازی شامل چندین نقطه عطف کلیدی است.

each multiphased step requires careful evaluation.

هر مرحله چند فازی نیاز به ارزیابی دقیق دارد.

we will launch the product in a multiphased rollout.

ما محصول را در یک عرضه چند فازی راه اندازی خواهیم کرد.

the research was conducted in a multiphased manner.

تحقیقات به روشی چند فازی انجام شد.

her multiphased training program improved her skills significantly.

برنامه آموزشی چند فازی او به طور قابل توجهی مهارت های او را بهبود بخشید.

the multiphased initiative aims to reduce costs over time.

ابتکار عمل چند فازی با هدف کاهش هزینه ها در طول زمان است.

we adopted a multiphased framework to enhance collaboration.

ما یک چارچوب چند فازی را برای افزایش همکاری اتخاذ کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید