multistep

[ایالات متحده]/ˈmʌltiˌstɛp/
[بریتانیا]/ˈmʌltiˌstɛp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شامل مراحل یا گام‌های متعدد

عبارات و ترکیب‌ها

multistep process

فرآیند چند مرحله‌ای

multistep approach

رویکرد چند مرحله‌ای

multistep analysis

تجزیه و تحلیل چند مرحله‌ای

multistep procedure

روش چند مرحله‌ای

multistep solution

راه حل چند مرحله‌ای

multistep strategy

استراتژی چند مرحله‌ای

multistep calculation

محاسبه چند مرحله‌ای

multistep workflow

گردش کار چند مرحله‌ای

multistep instruction

دستورالعمل چند مرحله‌ای

multistep evaluation

ارزیابی چند مرحله‌ای

جملات نمونه

the project requires a multistep approach to achieve the desired results.

پروژه نیازمند یک رویکرد چند مرحله‌ای برای دستیابی به نتایج مطلوب است.

we implemented a multistep process to ensure quality control.

ما یک فرآیند چند مرحله‌ای را برای اطمینان از کنترل کیفیت اجرا کردیم.

learning a new language often involves a multistep progression.

یادگیری یک زبان جدید اغلب شامل یک پیشرفت چند مرحله‌ای می‌شود.

the recipe includes a multistep preparation method.

دستور غذا شامل یک روش آماده‌سازی چند مرحله‌ای است.

we followed a multistep strategy to improve customer satisfaction.

ما یک استراتژی چند مرحله‌ای را برای بهبود رضایت مشتری دنبال کردیم.

her multistep plan helped the team meet the deadline.

برنامه چند مرحله‌ای او به تیم کمک کرد تا مهلت مقرر را رعایت کند.

the assembly of the device requires a multistep procedure.

مونتاژ دستگاه نیاز به یک روش چند مرحله‌ای دارد.

he explained the multistep process of applying for a visa.

او فرآیند چند مرحله‌ای درخواست ویزا را توضیح داد.

understanding the multistep nature of the problem is crucial.

درک ماهیت چند مرحله‌ای مشکل بسیار مهم است.

the software installation involves a multistep setup.

نصب نرم‌افزار شامل یک راه‌اندازی چند مرحله‌ای است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید