multiway

[ایالات متحده]/ˈmʌltiweɪ/
[بریتانیا]/ˈmʌltiweɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای مسیرها یا کانال‌های متعدد
n. مسیرها یا کانال‌های متعدد

عبارات و ترکیب‌ها

multiway switch

کلید چندگانه

multiway communication

ارتباط چندگانه

multiway network

شبکه چندگانه

multiway connection

اتصال چندگانه

multiway data

داده چندگانه

multiway call

تماس چندگانه

multiway routing

مسیردهی چندگانه

multiway interaction

تعامل چندگانه

multiway access

دسترسی چندگانه

multiway decision

تصمیم‌گیری چندگانه

جملات نمونه

multiway communication is essential in modern business.

ارتباط چندوجهی برای تجارت مدرن ضروری است.

we need a multiway strategy to tackle this issue.

ما به یک استراتژی چندوجهی برای مقابله با این مشکل نیاز داریم.

multiway interactions improve team collaboration.

تعاملات چندوجهی باعث بهبود همکاری تیمی می شود.

the multiway switch allows for flexible lighting control.

کلید چندوجهی امکان کنترل انعطاف پذیر نورپردازی را فراهم می کند.

she prefers multiway discussions over one-sided presentations.

او ترجیح می دهد بحث های چندوجهی را به ارائه های یک طرفه ترجیح دهد.

multiway data transmission enhances network efficiency.

انتقال داده چندوجهی باعث افزایش کارایی شبکه می شود.

in a multiway negotiation, everyone has a voice.

در یک مذاکره چندوجهی، همه حق صحبت دارند.

using multiway connections can simplify complex systems.

استفاده از اتصالات چندوجهی می تواند سیستم های پیچیده را ساده کند.

the app supports multiway audio calls for better communication.

این برنامه از تماس های صوتی چندوجهی برای ارتباط بهتر پشتیبانی می کند.

multiway routing is crucial for efficient logistics management.

مسیریابی چندوجهی برای مدیریت لجستیک کارآمد بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید