mummies

[ایالات متحده]/ˈmʌmiz/
[بریتانیا]/ˈmʌmiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع مومیایی؛ یک بدن حفظ شده، به ویژه از مصر باستان؛ اصطلاح غیررسمی برای مادر؛ اصطلاح غیررسمی برای یک پسر یا مرد ضعیف

عبارات و ترکیب‌ها

mummies museum

موزه مومیایی

mummies uncovered

مومیایی‌های کشف‌شده

mummies exhibit

نمایشگاه مومیایی

mummies found

مومیایی‌های یافت‌شده

mummies tomb

مقبره مومیایی

mummies artifacts

اشیای مومیایی

mummies research

تحقیقات مومیایی

mummies history

تاریخچه مومیایی

mummies burial

دفن مومیایی

mummies culture

فرهنگ مومیایی

جملات نمونه

mummies have fascinated people for centuries.

می‌مومی‌ها قرن‌ها ذهن افراد را مجذوب خود کرده‌اند.

scientists study mummies to learn about ancient cultures.

دانشمندان میمون‌ها را برای کسب اطلاعات در مورد فرهنگ‌های باستانی مطالعه می‌کنند.

mummies can provide valuable information about past civilizations.

می‌مومی‌ها می‌توانند اطلاعات ارزشمندی در مورد تمدن‌های گذشته ارائه دهند.

many mummies were found in tombs across egypt.

می‌مومی‌های زیادی در مقبره‌های سراسر مصر یافت شدند.

mummies are often associated with curses and legends.

می‌مومی‌ها اغلب با نفرین‌ها و افسانه‌ها مرتبط هستند.

the process of making mummies is called mummification.

فرآیند ساخت میمون‌ها به نام مومی‌سازی شناخته می‌شود.

some mummies were preserved with natural substances.

برخی از میمون‌ها با مواد طبیعی حفظ شدند.

modern technology helps us analyze mummies more effectively.

فناوری مدرن به ما کمک می‌کند تا میمون‌ها را به طور مؤثرتری تجزیه و تحلیل کنیم.

exhibits featuring mummies attract many tourists.

نمایشگاه‌هایی که در آن‌ها میمون‌ها به نمایش گذاشته می‌شوند، بسیاری از گردشگران را جذب می‌کنند.

mummies can tell us about the health of ancient people.

می‌مومی‌ها می‌توانند اطلاعاتی در مورد سلامت مردم باستان به ما بدهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید