pharaoh

[ایالات متحده]/ˈfærəʊ/
[بریتانیا]/ˈfæro/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پادشاه باستانی مصر

جملات نمونه

the pharaoh of ancient Egypt

فرعون مصر باستان

the powerful pharaoh ruled over the kingdom

فرعون قدرتمند بر قلمرو حکومت کرد

the pharaoh's tomb was filled with treasures

مقبره فرعون با گنج‌های فراوان پر شده بود

the pharaoh's mummy was well-preserved

مومیایی فرعون به خوبی حفظ شده بود

the pharaoh was considered a god-king

فرعون به عنوان یک خدای-شاه در نظر گرفته می‌شد

the pharaoh commissioned the construction of the pyramids

فرعون ساخت اهرام‌ها را سفارش داد

the pharaoh's dynasty lasted for centuries

دودمان فرعون برای قرن‌ها دوام آورد

the pharaoh's reign was marked by prosperity

حکمرانی فرعون با رونق مشخص شده بود

the pharaoh's royal court was filled with advisors

درخواست فرعون با مشاوران پر شده بود

the pharaoh was believed to have divine powers

اعتقاد بر این بود که فرعون دارای قدرت‌های الهی است

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید