muniment

[ایالات متحده]/ˈmjuːnɪmənt/
[بریتانیا]/ˈmjunɪmənt/

ترجمه

n. سند یا مدرکی که به عنوان شواهدی از حقوق یا مالکیت عمل می‌کند؛ وسیله‌ای برای حفاظت یا دفاع؛ مدارک قانونی که مالکیت زمین را اثبات می‌کنند
Word Forms
جمعmuniments

عبارات و ترکیب‌ها

legal muniment

سند قانونی

muniment of title

سند مالکیت

muniment evidence

گواهی سند

muniment records

سوابق سند

muniment rights

حقوق سند

muniment claims

ادعاهای سند

muniment documents

اسناد سند

title muniment

سند عنوان

muniment proof

اثبات سند

historical muniment

سند تاریخی

جملات نمونه

he kept the muniment of his family's estate in a safe place.

او سند مهم خانواده‌اش را در مکانی امن نگه داشت.

the lawyer reviewed the muniment to confirm ownership.

وکیل برای تایید مالکیت، سند را بررسی کرد.

historical muniments can provide valuable insights into the past.

سندهای تاریخی می‌توانند بینش‌های ارزشمندی در مورد گذشته ارائه دهند.

she inherited the muniment when her father passed away.

وقتی پدرش فوت کرد، او سند را به ارث برد.

the muniment room was filled with ancient documents.

اتاق سندها با اسناد باستانی پر شده بود.

they found the muniment that proved their claim to the land.

آنها سندی را پیدا کردند که ادعای آنها بر سر زمین را ثابت می کرد.

maintaining the muniment is essential for historical preservation.

حفظ سند برای حفظ تاریخ ضروری است.

he studied the muniment to understand his family's lineage.

او سند را مطالعه کرد تا از سلاله خانوادگی خود آگاه شود.

the muniment was carefully restored by the archivist.

نگهبان اسناد با دقت سند را ترمیم کرد.

in the archives, the muniment revealed a forgotten history.

در بایگانی، سند تاریخ فراموش شده ای را آشکار کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید