credential

[ایالات متحده]/krɪˈdɛnʃəl/
[بریتانیا]/krɪˈdɛnʃəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سند یا گواهی که هویت یا صلاحیت یک شخص را اثبات می‌کند؛ شواهدی از مقام، وضعیت یا حقوق؛ نامه یا گواهی که قابل اعتماد بودن یک دیپلمات را اثبات می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

security credential

اعتبارنامه امنیتی

user credential

اعتبارنامه کاربر

credential verification

تایید اعتبارنامه

credential management

مدیریت اعتبارنامه

credential provider

ارائه دهنده اعتبارنامه

credential storage

ذخیره سازی اعتبارنامه

digital credential

اعتبارنامه دیجیتال

credential check

بررسی اعتبارنامه

credential update

به روز رسانی اعتبارنامه

credential system

سیستم اعتبارنامه

جملات نمونه

she showed her credentials during the job interview.

او مدارک خود را در طول مصاحبه شغلی نشان داد.

his credentials include a phd and several published papers.

مدارک او شامل مدرک دکتری و چندین مقاله منتشر شده است.

they are verifying the credentials of all applicants.

آنها در حال بررسی مدارک همه متقاضیان هستند.

having good credentials can help you stand out.

داشتن مدارک خوب می تواند به شما کمک کند تا از دیگران متمایز شوید.

she has impressive credentials in the field of education.

او دارای مدارک تحصیلی چشمگیر در زمینه آموزش است.

make sure to include your credentials in the application.

مطمئن شوید که مدارک خود را در درخواست درج کنید.

his credentials were checked before he was hired.

قبل از استخدام، مدارک او بررسی شد.

she earned her credentials through hard work and dedication.

او با تلاش و تعهد، مدارک خود را کسب کرد.

many employers look for specific credentials in candidates.

بسیاری از کارفرمایان به دنبال مدارک خاص در متقاضیان هستند.

his credentials as a consultant are well-respected.

مدارک او به عنوان مشاور بسیار مورد احترام است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید