muons

[ایالات متحده]/[ˈmjuːɒn]/
[بریتانیا]/[ˈmjuːɒn]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ذره زیراتومی مشابه الکترون اما بسیار سنگین‌تر.
n., جمع Muons شناسایی شده در آزمایش‌های پرتو کیهانی.

عبارات و ترکیب‌ها

detecting muons

تشخیص میون‌ها

muon flux

جریان میون‌ها

studying muons

مطالعه میون‌ها

muon decay

پوسیدگی میون‌ها

observing muons

مشاهده میون‌ها

muon source

منبع میون‌ها

measuring muons

سنجش میون‌ها

cosmic muons

میون‌های کیهانی

muon chamber

کیف میون‌ها

track muons

پیگیری میون‌ها

جملات نمونه

scientists detected muons arriving from space.

دانشمندان میون‌هایی را که از فضا می‌رسند تشخیص دادند.

muon detectors are used in various experiments.

دیتکتورهای میون در آزمایش‌های مختلف استفاده می‌شود.

the decay of muons is a fundamental process.

پوسیدگی میون یک فرآیند بنیادین است.

muons can penetrate significant amounts of matter.

میون‌ها می‌توانند مقدار قابل توجهی از ماده را نفوذ کنند.

researchers study muon behavior to understand fundamental physics.

پژوهشگران رفتار میون‌ها را مطالعه می‌کنند تا فیزیک بنیادین را درک کنند.

muon beams are utilized in particle physics research.

تیغه‌های میون در پژوهش‌های فیزیک ذرات استفاده می‌شود.

the lifetime of muons is approximately 2.2 microseconds.

عمر میون‌ها حدود 2.2 میکروثانیه است.

muon tomography offers a new way to image dense materials.

توموگرافی میون یک روش جدید برای تصویربرداری از مواد چگال است.

cosmic ray interactions produce secondary muons.

تعاملات پرتوهای کیهانی میون‌های ثانویه تولید می‌کنند.

muon cooling is a technique to improve particle beam quality.

سرد کردن میون یک تکنیک برای بهبود کیفیت تیغه‌های ذرات است.

the magnetic moment of muons is a key property for study.

گشتاور مغناطیسی میون یک ویژگی کلیدی برای مطالعه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید