mushers

[ایالات متحده]/ˈmʌʃə/
[بریتانیا]/ˈmʌʃər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که سورتمه‌سگی را می‌راند

عبارات و ترکیب‌ها

dog musher

سگ اسکیموشر

musher team

تیم اسکیموشر

musher race

مسابقه اسکیموشر

experienced musher

اسکیموشر با تجربه

musher training

آموزش اسکیموشر

musher gear

تجهیزات اسکیموشر

musher sled

اسلید اسکیموشر

musher dogs

سگ‌های اسکیموشر

musher skills

مهارت‌های اسکیموشر

musher community

جامعه اسکیموشر

جملات نمونه

a musher leads a team of sled dogs through the snow.

یک مشِر گروهی از سگ‌های سورتمه را در برف هدایت می‌کند.

the musher trains daily to improve their skills.

مشِر روزانه برای بهبود مهارت‌های خود تمرین می‌کند.

during the race, the musher must navigate difficult terrain.

در طول مسابقه، مشِر باید مسیرهای دشوار را طی کند.

a good musher knows how to care for their dogs.

یک مشِر خوب می‌داند چگونه از سگ‌های خود مراقتی کند.

the musher shouted commands to keep the dogs focused.

مشِر برای متمرکز نگه داشتن سگ‌ها دستور داد.

many mushers compete in the iditarod each year.

هر سال بسیاری از مشِرها در مسابقه ایدیتارود شرکت می‌کنند.

the musher's bond with their dogs is essential for success.

ارتباط مشِر با سگ‌هایش برای موفقیت ضروری است.

she dreamed of becoming a musher ever since she was a child.

او از زمان کودکی رویای تبدیل شدن به یک مشِر را داشت.

the musher prepared their gear before the big race.

مشِر وسایل خود را قبل از مسابقه بزرگ آماده کرد.

being a musher requires physical strength and endurance.

یک مشِر بودن به قدرت بدنی و استقامت نیاز دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید