musically

[ایالات متحده]/'mju:zikəli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طرز موسیقایی

جملات نمونه

He is musically illiterate.

او از نظر موسیقی بی سواد است.

musically illiterate.See Usage Note at literate

بی‌سواد موسیقی. برای اطلاعات بیشتر به بخش "نکات استفاده" در مورد "سواد" مراجعه کنید.

She expressed herself musically through her piano playing.

او از طریق نواختن پیانو، احساسات خود را به صورت موسیقی بیان کرد.

He has a natural talent for expressing emotions musically.

او استعداد ذاتی در بیان احساسات به صورت موسیقی دارد.

The band members are all musically gifted.

همه اعضای گروه از نظر موسیقی بااستعداد هستند.

She approaches each piece musically, with great attention to detail.

او به هر قطعه به صورت موسیقی نزدیک می شود، با دقت بسیار زیاد.

The composer crafted the piece musically to evoke specific emotions.

آهنگساز قطعه را به صورت موسیقی خلق کرد تا احساسات خاصی را برانگیزد.

He is musically inclined and can play multiple instruments.

او به موسیقی علاقه دارد و می تواند چندین ساز را بنوازد.

The students are exploring different ways to express themselves musically.

دانشجویان روش های مختلف برای بیان خود به صورت موسیقی را بررسی می کنند.

The opera singer's performance was musically flawless.

اجرای خواننده اپرا از نظر موسیقی بی نقص بود.

The orchestra's interpretation of the symphony was musically captivating.

تفسیر ارکستر از سمفونی از نظر موسیقی بسیار جذاب بود.

The musical duo collaborates musically to create beautiful harmonies.

دیوی موسیقی به صورت موسیقی با هم همکاری می کنند تا هارمونی های زیبایی ایجاد کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید