musketry

[ایالات متحده]/ˈmʌskɪtri/
[بریتانیا]/ˈmʌskətri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هنر یا مهارت تیراندازی با تفنگ فشنگی؛ نیروهای پیاده نظام مسلح به تفنگ فشنگی
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

effective musketry

تیراندازی موثر

musketry training

آموزش تیراندازی

musketry drill

تمرین تیراندازی

field musketry

تیراندازی در میدان

musketry range

زمین تیراندازی

musketry skills

مهارت های تیراندازی

musketry exercises

تمرینات تیراندازی

musketry tactics

تاکتیک های تیراندازی

advanced musketry

تیراندازی پیشرفته

musketry competition

مسابقه تیراندازی

جملات نمونه

the soldiers practiced their musketry skills regularly.

سربازان به طور منظم مهارت‌های تفنگداران خود را تمرین می‌کردند.

during the battle, accurate musketry was crucial for victory.

در طول نبرد، تفنگدانی دقیق برای پیروزی بسیار مهم بود.

he was known for his exceptional musketry during the war.

او به خاطر تفنگدانی استثنایی خود در طول جنگ مشهور بود.

musketry drills are essential for maintaining combat readiness.

تمرینات تفنگدانی برای حفظ آمادگی رزمی ضروری هستند.

the regiment's musketry performance impressed the commanding officer.

عملکرد تفنگدانی رژیم، افسر فرمانده را تحت تأثیر قرار داد.

musketry tactics evolved significantly during the 18th century.

تاکتیک‌های تفنگدانی در طول قرن هجدهم به طور قابل توجهی تکامل یافتند.

he studied historical musketry techniques for his research.

او تکنیک‌های تاریخی تفنگدانی را برای تحقیقات خود مطالعه کرد.

effective musketry can turn the tide of a battle.

تفنگدانی مؤثر می‌تواند روند یک نبرد را تغییر دهد.

they held a competition to showcase their musketry skills.

آنها مسابقه‌ای برای نشان دادن مهارت‌های تفنگدانی خود برگزار کردند.

musketry training is part of the military curriculum.

آموزش تفنگدانی بخشی از برنامه درسی نظامی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید