mustachios

[ایالات متحده]/mʌˈstæʃ.ɪ.əʊ/
[بریتانیا]/mʌˈstæʃ.i.oʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.(=سبیل) نوعی موی صورت بالای لب بالا؛ سایه یا تصویر

عبارات و ترکیب‌ها

mustachio man

مرد سبیل‌دار

fancy mustachio

سبیل شیک

mustachio style

سبک سبیل

mustachio trends

ترندهای سبیل

classic mustachio

سبیل کلاسیک

mustachio twirl

پیچیدن سبیل

mustachio club

باشگاه سبیل

mustachio pride

افتخار سبیل

mustachio art

هنر سبیل

mustachio challenge

چالش سبیل

جملات نمونه

he decided to grow a mustachio for the costume party.

او تصمیم گرفت برای مهمانی لباس، سبیل درآورد.

his mustachio was the talk of the town.

سبیل او نقل محافل بود.

she admired his perfectly groomed mustachio.

او از سبیل خوش‌حالت و آراسته‌اش تحسین کرد.

many men sport a mustachio during movember.

در طول ماه نوامبر، بسیاری از مردان سبیل می‌روند.

his mustachio gave him a distinguished look.

سبیلش به او ظاهری متمایز بخشید.

he twirled his mustachio while deep in thought.

او در حالی که عمیقاً در فکر بود، سبیلش را چرخاند.

she joked that he should dye his mustachio blue.

او شوخی کرد که باید سبیلش را آبی کند.

his mustachio was inspired by classic movie stars.

سبیل او از ستاره‌های فیلم کلاسیک الهام گرفته بود.

a well-maintained mustachio can enhance your appearance.

یک سبیل خوب و مرتب می‌تواند ظاهر شما را بهبود بخشد.

he often styles his mustachio with wax.

او اغلب با واکس، سبیلش را مرتب می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید