mustering

[ایالات متحده]/ˈmʌstərɪŋ/
[بریتانیا]/ˈmʌstərɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل جمع‌آوری یا گرد هم آوردن، به‌ویژه نیروها؛ جمع‌آوری چیزی از دیگران؛ گرد هم آوردن یا تجمع کردن؛ الهام بخشیدن یا تحریک کردن

عبارات و ترکیب‌ها

mustering support

جمع‌آوری حمایت

mustering courage

جمع‌آوری شجاعت

mustering strength

جمع‌آوری قدرت

mustering troops

جمع‌آوری سربازان

mustering resources

جمع‌آوری منابع

mustering energy

جمع‌آوری انرژی

mustering enthusiasm

جمع‌آوری اشتیاق

mustering effort

جمع‌آوری تلاش

mustering resolve

جمع‌آوری اراده

mustering will

جمع‌آوری اراده

جملات نمونه

he is mustering the courage to speak in public.

او در حال جمع‌آوری شجاعت برای صحبت کردن در حضور عموم است.

they are mustering support for the new policy.

آنها در حال جمع‌آوری حمایت برای سیاست جدید هستند.

she is mustering her thoughts before the meeting.

او قبل از جلسه در حال جمع کردن افکار خود است.

the team is mustering their resources for the project.

تیم در حال جمع‌آوری منابع خود برای پروژه است.

he is mustering his friends for a surprise party.

او دوستان خود را برای یک مهمانی غافلگیرانه جمع می‌کند.

they are mustering the strength to face the challenges ahead.

آنها در حال جمع‌آوری قدرت برای مقابله با چالش‌های پیش رو هستند.

she is mustering her energy for the marathon.

او در حال جمع کردن انرژی خود برای ماراتن است.

the soldiers are mustering for the parade.

سربازان برای رژه در حال جمع شدن هستند.

he is mustering the determination to change his life.

او در حال جمع کردن اراده برای تغییر زندگی خود است.

they are mustering all their skills for the competition.

آنها تمام مهارت‌های خود را برای رقابت جمع می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید