mutagenesis

[ایالات متحده]/ˌmjuːtəˈdʒɛnɪsɪs/
[بریتانیا]/ˌmjuːtəˈdʒɛnɪsɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرآیند تشکیل جهش؛ وقوع تنوع
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

induced mutagenesis

جهش‌زایی القا شده

spontaneous mutagenesis

جهش‌زایی خودبخود

chemical mutagenesis

جهش‌زایی شیمیایی

genetic mutagenesis

جهش‌زایی ژنتیکی

targeted mutagenesis

جهش‌زایی هدفمند

site-directed mutagenesis

جهش‌زایی هدایت‌شده به محل

transgenic mutagenesis

جهش‌زایی ترانسژنیک

radiation mutagenesis

جهش‌زایی با تشعشع

experimental mutagenesis

جهش‌زایی تجربی

adaptive mutagenesis

جهش‌زایی تطبیقی

جملات نمونه

mutagenesis can lead to genetic variation in organisms.

جهش‌زایی می‌تواند منجر به ایجاد تغییرات ژنتیکی در ارگانیسم‌ها شود.

researchers study mutagenesis to understand cancer development.

محققان جهش‌زایی را برای درک رشد سرطان مطالعه می‌کنند.

induced mutagenesis is a common technique in plant breeding.

جهش‌زایی القا شده یک تکنیک رایج در اصلاح گیاه است.

mutagenesis can be caused by environmental factors.

جهش‌زایی می‌تواند ناشی از عوامل محیطی باشد.

scientists are exploring the role of mutagenesis in evolution.

دانشمندان نقش جهش‌زایی را در تکامل بررسی می‌کنند.

spontaneous mutagenesis occurs naturally in living organisms.

جهش‌زایی خود به خودی به طور طبیعی در موجودات زنده رخ می‌دهد.

mutagenesis can be used to create new strains of bacteria.

می‌توان از جهش‌زایی برای ایجاد سویه‌های جدید باکتری استفاده کرد.

understanding mutagenesis is crucial for genetic research.

درک جهش‌زایی برای تحقیقات ژنتیکی بسیار مهم است.

some chemicals are known to induce mutagenesis.

برخی از مواد شیمیایی به عنوان القا کننده جهش‌زایی شناخته شده‌اند.

mutagenesis plays a significant role in the development of new therapies.

جهش‌زایی نقش مهمی در توسعه درمان‌های جدید ایفا می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید