| جمع | mutchkins |
small mutchkin
موتچکین کوچک
mutchkin measure
اندازه موتچکین
mutchkin cup
لیوان موتچکین
mutchkin size
اندازه موتچکین
mutchkin pour
ریختن موتچکین
mutchkin drink
نوشیدن موتچکین
mutchkin glass
لیوان موتچکین
mutchkin spirit
شراب موتچکین
mutchkin bottle
بطری موتچکین
mutchkin recipe
دستور تهیه موتچکین
he poured a mutchkin of whiskey into the glass.
او یک ماچکین ویسکی در لیوان ریخت.
they measured the ingredients using a mutchkin.
آنها مواد لازم را با استفاده از یک ماچکین اندازه گیری کردند.
she always keeps a mutchkin of olive oil in her kitchen.
او همیشه یک ماچکین روغن زیتون در آشپزخانه اش دارد.
the recipe calls for a mutchkin of vinegar.
دستور غذا نیاز به یک ماچکین سرکه دارد.
he drank a mutchkin of ale at the pub.
او یک ماچکین آبجو در بار نوشید.
we decided to buy a mutchkin of honey for the tea.
ما تصمیم گرفتیم یک ماچکین عسل برای چای بخریم.
a mutchkin of cream was added to the dessert.
یک ماچکین خامه به دسر اضافه شد.
he filled a mutchkin with fresh juice.
او یک ماچکین با آبمیوه تازه پر کرد.
she saved a mutchkin of soup for later.
او یک ماچکین سوپ را برای بعد نگه داشت.
they shared a mutchkin of cider on the picnic.
آنها یک ماچکین سیدر را در پیک نیک با هم به اشتراک گذاشتند.
small mutchkin
موتچکین کوچک
mutchkin measure
اندازه موتچکین
mutchkin cup
لیوان موتچکین
mutchkin size
اندازه موتچکین
mutchkin pour
ریختن موتچکین
mutchkin drink
نوشیدن موتچکین
mutchkin glass
لیوان موتچکین
mutchkin spirit
شراب موتچکین
mutchkin bottle
بطری موتچکین
mutchkin recipe
دستور تهیه موتچکین
he poured a mutchkin of whiskey into the glass.
او یک ماچکین ویسکی در لیوان ریخت.
they measured the ingredients using a mutchkin.
آنها مواد لازم را با استفاده از یک ماچکین اندازه گیری کردند.
she always keeps a mutchkin of olive oil in her kitchen.
او همیشه یک ماچکین روغن زیتون در آشپزخانه اش دارد.
the recipe calls for a mutchkin of vinegar.
دستور غذا نیاز به یک ماچکین سرکه دارد.
he drank a mutchkin of ale at the pub.
او یک ماچکین آبجو در بار نوشید.
we decided to buy a mutchkin of honey for the tea.
ما تصمیم گرفتیم یک ماچکین عسل برای چای بخریم.
a mutchkin of cream was added to the dessert.
یک ماچکین خامه به دسر اضافه شد.
he filled a mutchkin with fresh juice.
او یک ماچکین با آبمیوه تازه پر کرد.
she saved a mutchkin of soup for later.
او یک ماچکین سوپ را برای بعد نگه داشت.
they shared a mutchkin of cider on the picnic.
آنها یک ماچکین سیدر را در پیک نیک با هم به اشتراک گذاشتند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید