mutchkin

[ایالات متحده]/ˈmʌtʃ.kɪn/
[بریتانیا]/ˈmʌtʃ.kɪn/

ترجمه

n. واحد اندازه‌گیری مایع اسکاتلندی، کمی کمتر از ۱ پینت
شکل‌های واژه
جمعmutchkins

عبارات و ترکیب‌ها

small mutchkin

موتچکین کوچک

mutchkin measure

اندازه موتچکین

mutchkin cup

لیوان موتچکین

mutchkin size

اندازه موتچکین

mutchkin pour

ریختن موتچکین

mutchkin drink

نوشیدن موتچکین

mutchkin glass

لیوان موتچکین

mutchkin spirit

شراب موتچکین

mutchkin bottle

بطری موتچکین

mutchkin recipe

دستور تهیه موتچکین

جملات نمونه

he poured a mutchkin of whiskey into the glass.

او یک ماچکین ویسکی در لیوان ریخت.

they measured the ingredients using a mutchkin.

آنها مواد لازم را با استفاده از یک ماچکین اندازه گیری کردند.

she always keeps a mutchkin of olive oil in her kitchen.

او همیشه یک ماچکین روغن زیتون در آشپزخانه اش دارد.

the recipe calls for a mutchkin of vinegar.

دستور غذا نیاز به یک ماچکین سرکه دارد.

he drank a mutchkin of ale at the pub.

او یک ماچکین آبجو در بار نوشید.

we decided to buy a mutchkin of honey for the tea.

ما تصمیم گرفتیم یک ماچکین عسل برای چای بخریم.

a mutchkin of cream was added to the dessert.

یک ماچکین خامه به دسر اضافه شد.

he filled a mutchkin with fresh juice.

او یک ماچکین با آبمیوه تازه پر کرد.

she saved a mutchkin of soup for later.

او یک ماچکین سوپ را برای بعد نگه داشت.

they shared a mutchkin of cider on the picnic.

آنها یک ماچکین سیدر را در پیک نیک با هم به اشتراک گذاشتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید