muts

[ایالات متحده]/mʌt/
[بریتانیا]/mʌt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (slang) سگ; سگ مختلط; احمق; شخص ناچیز

عبارات و ترکیب‌ها

mutual respect

احترام متقابل

mutual understanding

درک متقابل

mutual benefit

بهره‌مندی متقابل

mutual agreement

موافقت دوطرفه

mutual friend

دوست مشترک

mutual aid

همیاری متقابل

mutual fund

صندوق سرمایه‌گذاری مشترک

mutual support

حمایت متقابل

mutual attraction

جذابیت متقابل

mutual obligation

تعهد متقابل

جملات نمونه

he decided to mut his plans for the weekend.

او تصمیم گرفت برنامه‌های آخر هفته خود را تغییر دهد.

she had to mut her expectations for the project.

او مجبور شد انتظارات خود را برای پروژه تغییر دهد.

they decided to mut their approach to the problem.

آنها تصمیم گرفتند رویکرد خود را نسبت به مشکل تغییر دهند.

it's important to mut your diet for better health.

برای سلامتی بهتر، تغییر رژیم غذایی شما مهم است.

he tried to mut his attitude during the meeting.

او سعی کرد نگرش خود را در طول جلسه تغییر دهد.

she wants to mut her lifestyle to be more active.

او می خواهد سبک زندگی خود را فعال تر کند.

they need to mut their strategy to achieve success.

آنها باید استراتژی خود را برای دستیابی به موفقیت تغییر دهند.

he will mut his schedule to accommodate the changes.

او برنامه خود را برای انطباق با تغییرات تنظیم خواهد کرد.

she plans to mut her travel plans due to the weather.

او به دلیل آب و هوا برنامه سفر خود را تغییر می دهد.

you should mut your goals based on your progress.

باید اهداف خود را بر اساس پیشرفت خود تنظیم کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید