| جمع | mycologists |
mycologist study
مطالعات متخصصین قارچشناسی
mycologist role
نقش متخصصین قارچشناسی
mycologist expertise
تخصص متخصصین قارچشناسی
mycologist career
مسیر شغلی متخصصین قارچشناسی
mycologist research
تحقیقات متخصصین قارچشناسی
mycologist field
حوزه فعالیت متخصصین قارچشناسی
mycologist findings
یافتههای متخصصین قارچشناسی
mycologist conference
کنفرانس متخصصین قارچشناسی
mycologist association
انجمن متخصصین قارچشناسی
mycologist training
آموزش متخصصین قارچشناسی
mycologists study various types of fungi.
محققان قارچشناسی انواع مختلف قارچها را مطالعه میکنند.
a mycologist can help identify edible mushrooms.
یک محقق قارچشناسی میتواند به شناسایی قارچهای خوراکی کمک کند.
many mycologists work in laboratories.
بسیاری از محققان قارچشناسی در آزمایشگاهها کار میکنند.
mycologists play a crucial role in environmental studies.
محققان قارچشناسی نقش مهمی در مطالعات زیستمحیطی ایفا میکنند.
she decided to become a mycologist after her first mushroom hunt.
او پس از اولین شکار قارچ خود تصمیم گرفت محقق قارچشناسی شود.
mycologists often collaborate with ecologists.
محققان قارچشناسی اغلب با متخصصان محیطزیست همکاری میکنند.
mycologists are essential for understanding plant-fungi relationships.
محققان قارچشناسی برای درک روابط گیاه-قارچ ضروری هستند.
he consulted a mycologist to learn about mushroom cultivation.
او برای کسب اطلاعات در مورد کشت قارچ با یک محقق قارچشناسی مشورت کرد.
mycologists contribute to medicine through fungal research.
محققان قارچشناسی از طریق تحقیقات قارچی به پزشکی کمک میکنند.
mycologist study
مطالعات متخصصین قارچشناسی
mycologist role
نقش متخصصین قارچشناسی
mycologist expertise
تخصص متخصصین قارچشناسی
mycologist career
مسیر شغلی متخصصین قارچشناسی
mycologist research
تحقیقات متخصصین قارچشناسی
mycologist field
حوزه فعالیت متخصصین قارچشناسی
mycologist findings
یافتههای متخصصین قارچشناسی
mycologist conference
کنفرانس متخصصین قارچشناسی
mycologist association
انجمن متخصصین قارچشناسی
mycologist training
آموزش متخصصین قارچشناسی
mycologists study various types of fungi.
محققان قارچشناسی انواع مختلف قارچها را مطالعه میکنند.
a mycologist can help identify edible mushrooms.
یک محقق قارچشناسی میتواند به شناسایی قارچهای خوراکی کمک کند.
many mycologists work in laboratories.
بسیاری از محققان قارچشناسی در آزمایشگاهها کار میکنند.
mycologists play a crucial role in environmental studies.
محققان قارچشناسی نقش مهمی در مطالعات زیستمحیطی ایفا میکنند.
she decided to become a mycologist after her first mushroom hunt.
او پس از اولین شکار قارچ خود تصمیم گرفت محقق قارچشناسی شود.
mycologists often collaborate with ecologists.
محققان قارچشناسی اغلب با متخصصان محیطزیست همکاری میکنند.
mycologists are essential for understanding plant-fungi relationships.
محققان قارچشناسی برای درک روابط گیاه-قارچ ضروری هستند.
he consulted a mycologist to learn about mushroom cultivation.
او برای کسب اطلاعات در مورد کشت قارچ با یک محقق قارچشناسی مشورت کرد.
mycologists contribute to medicine through fungal research.
محققان قارچشناسی از طریق تحقیقات قارچی به پزشکی کمک میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید