myoglobin

[ایالات متحده]/ˌmaɪəʊˈɡləʊbɪn/
[بریتانیا]/ˌmaɪoʊˈɡloʊbɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پروتئینی در بافت عضلانی که اکسیژن را پیوند می‌دهد؛ میوگلوبین، نوعی گلوبین
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

myoglobin level

سطح میوگلوبین

myoglobin concentration

غلظت میوگلوبین

myoglobin release

آزادی میوگلوبین

myoglobin function

عمل میوگلوبین

myoglobin binding

اتصال میوگلوبین

myoglobin assay

آزمایش میوگلوبین

myoglobin analysis

تجزیه و تحلیل میوگلوبین

myoglobin test

تست میوگلوبین

myoglobin storage

ذخیره سازی میوگلوبین

myoglobin synthesis

سنتز میوگلوبین

جملات نمونه

myoglobin is essential for oxygen storage in muscles.

میوگلوبین برای ذخیره اکسیژن در عضلات ضروری است.

high levels of myoglobin can indicate muscle damage.

سطوح بالای میوگلوبین می‌تواند نشان‌دهنده آسیب عضلانی باشد.

myoglobin helps to transport oxygen within muscle cells.

میوگلوبین به حمل اکسیژن در سلول‌های عضلانی کمک می‌کند.

research on myoglobin has implications for understanding heart disease.

تحقیقات در مورد میوگلوبین پیامدهایی برای درک بیماری‌های قلبی دارد.

myoglobin levels can vary with physical activity.

سطح میوگلوبین می‌تواند با فعالیت بدنی متفاوت باشد.

myoglobin is a protein found in the skeletal muscles of vertebrates.

میوگلوبین یک پروتئینی است که در عضلات اسکلتی مهره‌داران یافت می‌شود.

scientists study myoglobin to develop better treatments for muscle disorders.

دانشمندان میوگلوبین را برای توسعه درمان‌های بهتر برای اختلالات عضلانی مطالعه می‌کنند.

myoglobin contributes to the red color of meat.

میوگلوبین به رنگ قرمز گوشت کمک می‌کند.

elevated myoglobin levels can be detected in blood tests.

سطح بالای میوگلوبین را می‌توان در آزمایش‌های خون تشخیص داد.

myoglobin's structure is similar to that of hemoglobin.

ساختار میوگلوبین مشابه هموگلوبین است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید