myopically

[ایالات متحده]/maɪˈɒpɪkli/
[بریتانیا]/maɪˈɑːpɪkli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به شیوه‌ای کوته‌نظرانه یا محدودنگرانه

عبارات و ترکیب‌ها

myopically focused

متمرکز به صورت محدود

myopically narrow

بسیار محدود

myopically driven

به صورت محدود هدایت شده

myopically viewed

به صورت محدود مورد نظر قرار گرفته

myopically limited

بسیار محدود

myopically defined

به صورت محدود تعریف شده

myopically concerned

نگران به صورت محدود

myopically analyzed

به صورت محدود تجزیه و تحلیل شده

myopically perceived

به صورت محدود درک شده

myopically interpreted

به صورت محدود تفسیر شده

جملات نمونه

he looked at the problem myopically, ignoring the broader implications.

او با دیدی محدود به مشکل نگاه کرد و از پیامدهای گسترده‌تر غافل شد.

the committee myopically focused on short-term gains rather than long-term sustainability.

کمیته به طور محدود بر دستاوردهای کوتاه‌مدت تمرکز کرد و به جای آن، پایداری بلندمدت را نادیده گرفت.

myopically, she believed that her success was solely due to her efforts.

با دیدی محدود، او معتقد بود که موفقیت او صرفاً به دلیل تلاش‌های او بود.

the company myopically pursued profits, neglecting employee welfare.

شرکت به طور محدود به دنبال سود برد و از رفاه کارکنان غافل شد.

they approached the issue myopically, failing to consider alternative solutions.

آنها با دیدی محدود به این موضوع پرداختند و در نظر نگرفتن راه حل های جایگزین شکست خوردند.

myopically, the plan only addressed immediate concerns without future planning.

با دیدی محدود، طرح فقط به نگرانی های فوری رسیدگی کرد بدون اینکه برنامه ریزی برای آینده وجود داشته باشد.

she viewed the situation myopically, missing the bigger picture.

او با دیدی محدود به وضعیت نگاه کرد و تصویر بزرگتر را از دست داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید