myopically focused
متمرکز به صورت محدود
myopically narrow
بسیار محدود
myopically driven
به صورت محدود هدایت شده
myopically viewed
به صورت محدود مورد نظر قرار گرفته
myopically limited
بسیار محدود
myopically defined
به صورت محدود تعریف شده
myopically concerned
نگران به صورت محدود
myopically analyzed
به صورت محدود تجزیه و تحلیل شده
myopically perceived
به صورت محدود درک شده
myopically interpreted
به صورت محدود تفسیر شده
he looked at the problem myopically, ignoring the broader implications.
او با دیدی محدود به مشکل نگاه کرد و از پیامدهای گستردهتر غافل شد.
the committee myopically focused on short-term gains rather than long-term sustainability.
کمیته به طور محدود بر دستاوردهای کوتاهمدت تمرکز کرد و به جای آن، پایداری بلندمدت را نادیده گرفت.
myopically, she believed that her success was solely due to her efforts.
با دیدی محدود، او معتقد بود که موفقیت او صرفاً به دلیل تلاشهای او بود.
the company myopically pursued profits, neglecting employee welfare.
شرکت به طور محدود به دنبال سود برد و از رفاه کارکنان غافل شد.
they approached the issue myopically, failing to consider alternative solutions.
آنها با دیدی محدود به این موضوع پرداختند و در نظر نگرفتن راه حل های جایگزین شکست خوردند.
myopically, the plan only addressed immediate concerns without future planning.
با دیدی محدود، طرح فقط به نگرانی های فوری رسیدگی کرد بدون اینکه برنامه ریزی برای آینده وجود داشته باشد.
she viewed the situation myopically, missing the bigger picture.
او با دیدی محدود به وضعیت نگاه کرد و تصویر بزرگتر را از دست داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید