myotics

[ایالات متحده]/maɪˈɒtɪk/
[بریتانیا]/maɪˈɑːtɪk/

ترجمه

n. عاملی که باعث تنگ شدن مردمک می‌شود؛ عاملی که باعث انقباض مردمک می‌شود
adj. باعث تنگ شدن مردمک؛ باعث انقباض مردمک

عبارات و ترکیب‌ها

myotic reflex

رفلکس میوتیک

myotic agent

داروی منقبض کننده مردمک چشم

myotic response

پاسخ میوتیک

myotic effect

اثر میوتیک

myotic drugs

داروهای منقبض کننده مردمک چشم

myotic condition

وضعیت میوتیک

myotic pupil

مردمک چشم میوتیک

myotic therapy

درمان میوتیک

myotic action

عملکرد میوتیک

myotic stimulation

تحریک میوتیک

جملات نمونه

myotic drugs can help control eye pressure.

داروهای میوتیک می‌توانند به کنترل فشار چشم کمک کنند.

after the myotic treatment, his vision improved significantly.

پس از درمان میوتیک، بینایی او به طور قابل توجهی بهبود یافت.

doctors often prescribe myotic agents for glaucoma patients.

پزشکان اغلب داروهای میوتیک را برای بیماران مبتلا به گلوکوم تجویز می‌کنند.

the myotic response is crucial for certain eye examinations.

پاسخ میوتیک برای معاینات چشمی خاص حیاتی است.

she experienced a myotic effect after using the eye drops.

او پس از استفاده از قطره‌های چشمی، اثر میوتیک را تجربه کرد.

understanding myotic mechanisms can aid in developing new treatments.

درک مکانیسم‌های میوتیک می‌تواند به توسعه درمان‌های جدید کمک کند.

myotic reactions can vary from person to person.

واکنش‌های میوتیک می‌توانند از فردی به فرد دیگر متفاوت باشند.

he learned about myotic responses during his medical training.

او در طول آموزش پزشکی خود در مورد پاسخ‌های میوتیک یاد گرفت.

myotic effects are often temporary and require monitoring.

اثرات میوتیک اغلب موقتی هستند و نیاز به نظارت دارند.

using myotic medications requires careful consideration of side effects.

استفاده از داروهاي ميوتيك نياز به در نظر گرفتن دقیق عوارض جانبی دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید