myotic reflex
رفلکس میوتیک
myotic agent
داروی منقبض کننده مردمک چشم
myotic response
پاسخ میوتیک
myotic effect
اثر میوتیک
myotic drugs
داروهای منقبض کننده مردمک چشم
myotic condition
وضعیت میوتیک
myotic pupil
مردمک چشم میوتیک
myotic therapy
درمان میوتیک
myotic action
عملکرد میوتیک
myotic stimulation
تحریک میوتیک
myotic drugs can help control eye pressure.
داروهای میوتیک میتوانند به کنترل فشار چشم کمک کنند.
after the myotic treatment, his vision improved significantly.
پس از درمان میوتیک، بینایی او به طور قابل توجهی بهبود یافت.
doctors often prescribe myotic agents for glaucoma patients.
پزشکان اغلب داروهای میوتیک را برای بیماران مبتلا به گلوکوم تجویز میکنند.
the myotic response is crucial for certain eye examinations.
پاسخ میوتیک برای معاینات چشمی خاص حیاتی است.
she experienced a myotic effect after using the eye drops.
او پس از استفاده از قطرههای چشمی، اثر میوتیک را تجربه کرد.
understanding myotic mechanisms can aid in developing new treatments.
درک مکانیسمهای میوتیک میتواند به توسعه درمانهای جدید کمک کند.
myotic reactions can vary from person to person.
واکنشهای میوتیک میتوانند از فردی به فرد دیگر متفاوت باشند.
he learned about myotic responses during his medical training.
او در طول آموزش پزشکی خود در مورد پاسخهای میوتیک یاد گرفت.
myotic effects are often temporary and require monitoring.
اثرات میوتیک اغلب موقتی هستند و نیاز به نظارت دارند.
using myotic medications requires careful consideration of side effects.
استفاده از داروهاي ميوتيك نياز به در نظر گرفتن دقیق عوارض جانبی دارد.
myotic reflex
رفلکس میوتیک
myotic agent
داروی منقبض کننده مردمک چشم
myotic response
پاسخ میوتیک
myotic effect
اثر میوتیک
myotic drugs
داروهای منقبض کننده مردمک چشم
myotic condition
وضعیت میوتیک
myotic pupil
مردمک چشم میوتیک
myotic therapy
درمان میوتیک
myotic action
عملکرد میوتیک
myotic stimulation
تحریک میوتیک
myotic drugs can help control eye pressure.
داروهای میوتیک میتوانند به کنترل فشار چشم کمک کنند.
after the myotic treatment, his vision improved significantly.
پس از درمان میوتیک، بینایی او به طور قابل توجهی بهبود یافت.
doctors often prescribe myotic agents for glaucoma patients.
پزشکان اغلب داروهای میوتیک را برای بیماران مبتلا به گلوکوم تجویز میکنند.
the myotic response is crucial for certain eye examinations.
پاسخ میوتیک برای معاینات چشمی خاص حیاتی است.
she experienced a myotic effect after using the eye drops.
او پس از استفاده از قطرههای چشمی، اثر میوتیک را تجربه کرد.
understanding myotic mechanisms can aid in developing new treatments.
درک مکانیسمهای میوتیک میتواند به توسعه درمانهای جدید کمک کند.
myotic reactions can vary from person to person.
واکنشهای میوتیک میتوانند از فردی به فرد دیگر متفاوت باشند.
he learned about myotic responses during his medical training.
او در طول آموزش پزشکی خود در مورد پاسخهای میوتیک یاد گرفت.
myotic effects are often temporary and require monitoring.
اثرات میوتیک اغلب موقتی هستند و نیاز به نظارت دارند.
using myotic medications requires careful consideration of side effects.
استفاده از داروهاي ميوتيك نياز به در نظر گرفتن دقیق عوارض جانبی دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید