myotomy

[ایالات متحده]/maɪˈɒtəmi/
[بریتانیا]/maɪˈɑːtəmi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. روش جراحی برای برش یک عضله
Word Forms
جمعmyotomies

عبارات و ترکیب‌ها

myotomy procedure

روش میوتومی

myotomy technique

تکنیک میوتومی

myotomy surgery

جراحی میوتومی

myotomy recovery

بهبودی پس از میوتومی

myotomy risks

خطرات میوتومی

myotomy benefits

مزایای میوتومی

myotomy complications

عوارض میوتومی

myotomy indication

نشان میوتومی

myotomy evaluation

ارزیابی میوتومی

myotomy outcomes

نتایج میوتومی

جملات نمونه

myotomy is often performed to relieve esophageal obstruction.

میوتومی اغلب برای رفع انسداد مری انجام می‌شود.

the surgeon recommended a myotomy for better swallowing.

جراح یک میوتومی برای بلع بهتر توصیه کرد.

recovery from a myotomy can take several weeks.

بهبودی از میوتومی ممکن است چند هفته طول بکشد.

patients often experience significant relief after a myotomy.

بیماران اغلب پس از میوتومی تسکین قابل توجهی را تجربه می‌کنند.

myotomy is a common procedure for treating achalasia.

میوتومی یک روش معمول برای درمان آکالازی است.

pre-operative assessments are crucial before a myotomy.

ارزیابی‌های قبل از عمل قبل از میوتومی بسیار مهم هستند.

myotomy may be performed using minimally invasive techniques.

میوتومی ممکن است با استفاده از تکنیک‌های کم تهاجمی انجام شود.

the risks associated with myotomy should be discussed with the doctor.

خطرات مرتبط با میوتومی باید با پزشک مشورت شود.

after a myotomy, dietary changes may be recommended.

پس از میوتومی، ممکن است تغییرات رژیمی توصیه شود.

follow-up care is important after a myotomy procedure.

پیگیری مراقبت‌ها پس از روش میوتومی مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید