myrtle

[ایالات متحده]/'mɜːt(ə)l/
[بریتانیا]/ˈmɚtl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مرزنگوش
adj. مربوط به خانواده مرزنگوش
Word Forms
جمعmyrtles
شکل سوم شخص مفردmyrtles

عبارات و ترکیب‌ها

crape myrtle

مرتای کرپ

جملات نمونه

The myrtle plant is known for its fragrant white flowers.

گیاه مورد (Myrtle) به خاطر گل‌های سفید معطرش شناخته شده است.

She wore a myrtle wreath in her hair for the wedding ceremony.

او یک حلقه از مورد در موهایش برای مراسم عروسی استفاده کرد.

Myrtle essential oil is used in aromatherapy for its calming properties.

روغن اسانس مورد در طب معطر درمانی به دلیل خواص آرام‌بخش آن استفاده می‌شود.

The ancient Greeks associated myrtle with love and immortality.

باستان‌گرایان یونان مورد را با عشق و جاودانگی مرتبط می‌دانستند.

In some cultures, myrtle is considered a symbol of purity and good luck.

در برخی فرهنگ‌ها، مورد به عنوان نمادی از پاکی و خوش‌شانسی در نظر گرفته می‌شود.

The bride carried a bouquet of myrtle and roses down the aisle.

عروس دسته گل مورد و رز را در طول راهرو حمل کرد.

Myrtle leaves can be used in cooking to add a unique flavor to dishes.

برگ‌های مورد را می‌توان در آشپزی برای افزودن طعم خاصی به غذاها استفاده کرد.

The myrtle tree is often planted in gardens for its ornamental value.

درخت مورد اغلب به دلیل ارزش زینتی آن در باغ‌ها کاشته می‌شود.

Myrtle is a versatile plant that can thrive in various climates.

مورد گیاهی با انعطاف‌پذیر است که می‌تواند در آب و هوای مختلف رشد کند.

The scent of myrtle filled the air as we walked through the garden.

بوی مورد هوا را پر کرد در حالی که از باغ عبور می‌کردیم.

نمونه‌های واقعی

Elfride looked thoughtfully at the myrtle.

الفرید با تفکر به درخت مورد نگاه کرد.

منبع: A pair of blue eyes (Part 2)

'That enervating ride through the myrtle climate of South Devon—how I dread it to-morrow! ' Mrs. Swancourt was saying.

'آن سفر طاقت‌فرسا در آب و هوای مورد در ساوت Devon—چقدر از آن می‌ترسم! ' خانم سوکانت می‌گفت.

منبع: A pair of blue eyes (Part 2)

And ultimately, to the commonest tourist, spots like Iceland may become what the vineyards and myrtle gardens of South Europe are to him now.

و در نهایت، برای توریستی که معمولاً سفر می‌کند، مکان‌هایی مانند ایسلند ممکن است به آنچه تاکستان‌ها و باغ‌های مورد در اروپای جنوبی برای او هستند، تبدیل شوند.

منبع: Returning Home

'That is only an ordinary myrtle'.

'این فقط یک مورد معمولی است'.

منبع: A pair of blue eyes (Part 2)

But he was especially anxious to vanquish his competitors with his handles of bamboo, dogwood, olive, myrtle, rattan, indeed every imaginable sort of handle.

اما او به طور خاص می‌خواست رقبای خود را با دستگیره‌های بامبو، درخت سگی، زیتون، مورد، روتان، در واقع هر نوع دستگیره ای که قابل تصور بود، شکست دهد.

منبع: Women's Paradise (Middle)

Then the man standing among the myrtle trees explained, " They are the ones the Lord has sent to go throughout the earth" .

سپس مردی که در میان درختان مورد ایستاده بود توضیح داد: «آنها همان کسانی هستند که خداوند فرستاده تا در سراسر زمین بروند».

منبع: 38 Zechariah Musical Bible Theater Version - NIV

'No: I am fond of myrtle'. Seeing that she did not take kindly to the idea, he said again, 'Why do you object to my having that'?

'نه: من به مورد علاقه دارم'. با دیدن اینکه او با این ایده موافق نبود، دوباره گفت: «چرا به داشتن آن اعتراض دارید؟»

منبع: A pair of blue eyes (Part 2)

I once saw a pair consummate their union on the tip of a crepe myrtle bough, most precariously, and other pairs have mated at the edge of the bird-bath.

من یک بار یک زوج را دیدم که پیوند آنها را در نوک شاخه درخت مورد کرپ به طور خطرناک تکمیل کردند و زوج‌های دیگر در لبه حوضچه جفت گیری کردند.

منبع: Cross Creek (Part 2)

For a mile we had a low rolling hill for company, with traces of ancient habitation at its peak: a few yards of rotting fence, a crepe myrtle, an orange tree.

برای یک مایل ما یک تپه کم و پایین برای همراهی داشتیم، با نشانه‌هایی از سکونت باستانی در اوج آن: چند متر حصار پوسیده، یک مورد کرپ، یک درخت پرتقال.

منبع: Cross Creek (Part 2)

The subject then dropped. Knight thought no more of the matter till, on entering his bedroom in the evening, he found the second myrtle placed upon his dressing-table as he had directed.

سپس موضوع رها شد. نایت دیگر در این مورد فکر نکرد تا اینکه هنگام ورود به اتاق خواب خود در شب، متوجه شد که دومین مورد طبق دستورالعمل او روی میز آرایشش قرار گرفته است.

منبع: A pair of blue eyes (Part 2)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید