naans

[ایالات متحده]/nɑːn/
[بریتانیا]/nɑn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی نان لواش که به طور سنتی در تنور پخته می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

garlic naan

نان سیر

butter naan

نان کره

cheese naan

نان پنیر

plain naan

نان ساده

stuffed naan

نان پُر

naan bread

نان نان

naan pizza

پیتزای نان

tandoori naan

نان تندوری

naan rolls

نان رول

naan with curry

نان با کاری

جملات نمونه

i love to eat naan with my curry.

من عاشق خوردن नान با کاری خودم هستم.

can you pass me the naan, please?

می‌توانی नान را به من بدهی، لطفاً؟

naan is a popular bread in indian cuisine.

نان یک نان محبوب در آشپزی هندی است.

we ordered naan to go with our meal.

ما नान سفارش دادیم تا با غذایمان بخوریم.

garlic naan is my favorite type of bread.

نان سیر مورد علاقه من است.

i enjoy dipping naan in the sauce.

من از غوطه‌ور کردن नान در سس لذت می‌برم.

they serve delicious naan at that restaurant.

آنها در آن رستوران नान خوشمزه سرو می‌کنند.

freshly baked naan is best enjoyed warm.

بهترین راه لذت بردن از नान تازه پخته شده گرم است.

we had a variety of naan for dinner.

ما برای شام انواع नान داشتیم.

naan can be stuffed with different fillings.

می‌توان नान را با مواد مختلف پر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید