nakednesses

[ایالات متحده]/ˈneɪ.kɪd.nəs.ɪz/
[بریتانیا]/ˈneɪ.kɪd.nəs.ɪz/

ترجمه

n. حالت بدون لباس

عبارات و ترکیب‌ها

public nakednesses

برهنگی‌های علنی

social nakednesses

برهنگی‌های اجتماعی

emotional nakednesses

برهنگی‌های عاطفی

cultural nakednesses

برهنگی‌های فرهنگی

artistic nakednesses

برهنگی‌های هنری

spiritual nakednesses

برهنگی‌های معنوی

physical nakednesses

برهنگی‌های فیزیکی

literal nakednesses

برهنگی‌های تحت‌اللفظی

figurative nakednesses

برهنگی‌های استعاری

personal nakednesses

برهنگی‌های شخصی

جملات نمونه

his nakednesses were exposed to the world.

برهنگی او برای جهان آشکار شد.

she felt vulnerable in her nakednesses.

او در برهنگی خود احساس آسیب‌پذیری می‌کرد.

the artist captured the beauty of human nakednesses.

هنرمند زیبایی برهنگی انسان را به تصویر کشید.

they discussed the concept of nakednesses in society.

آنها مفهوم برهنگی را در جامعه مورد بحث قرار دادند.

nakednesses can symbolize vulnerability and honesty.

برهنگی می‌تواند نمادی از آسیب‌پذیری و صداقت باشد.

in literature, nakednesses often reveal deeper truths.

در ادبیات، برهنگی اغلب حقایق عمیق‌تری را آشکار می‌کند.

the photograph highlighted the nakednesses of nature.

عکسبرداری برهنگی طبیعت را برجسته کرد.

her nakednesses were celebrated in the exhibition.

برهنگی او در نمایشگاه مورد تحسین قرار گرفت.

they confronted their own nakednesses during therapy.

آنها در طول درمان با برهنگی خود روبرو شدند.

nakednesses can evoke a sense of freedom.

برهنگی می‌تواند احساس آزادی را برانگیزد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید