nanak

[ایالات متحده]/ˈnʌnək/
[بریتانیا]/ˈnɑːnɑːk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بنیان‌گذار سیکیسم
Word Forms
جمعnanaks

عبارات و ترکیب‌ها

nanak prayer

نماز ناناک

nanak philosophy

فلسفه ناناک

nanak teachings

آموزش‌های ناناک

nanak festival

جشنواره ناناک

nanak message

پیام ناناک

nanak legacy

میراث ناناک

nanak followers

پیگیران ناناک

nanak wisdom

حکمت ناناک

nanak history

تاریخچه ناناک

جملات نمونه

she decided to visit her nanak this weekend.

او تصمیم گرفت این آخر هفته از ناناک خود دیدن کند.

nanak always tells the best stories.

ناناک همیشه بهترین داستان ها را تعریف می کند.

he made a special dish for his nanak's birthday.

او یک غذای خاص برای تولد ناناکش درست کرد.

nanak loves to garden in her free time.

ناناک عاشق باغبانی در اوقات فراغت خود است.

we often visit nanak during the holidays.

ما اغلب در تعطیلات از ناناک دیدن می کنیم.

nanak taught me how to knit when i was young.

ناناک به من یاد داد که وقتی جوان بودم چگونه بافت کنم.

i cherish the moments spent with my nanak.

من لحظاتی را که با ناناک گذرانده ام گرامی می دارم.

nanak's wisdom has guided me throughout my life.

حکمت ناناک در طول زندگی من به من راهنمایی کرده است.

every sunday, we have lunch at nanak's house.

هر یکشنبه، برای ناهار به خانه ناناک می رویم.

nanak enjoys sharing her recipes with the family.

ناناک از به اشتراک گذاشتن دستور العمل های خود با خانواده لذت می برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید