napped

[ایالات متحده]/næpt/
[بریتانیا]/næpt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای نرمی یا بافت نرم
v. به طور مختصر خوابیده؛ پیش‌بینی شده برای برنده شدن

عبارات و ترکیب‌ها

napped quietly

به آرامی چید

napped briefly

به طور خلاصه چید

napped soundly

به طور عمیقی چید

napped peacefully

به آرامش چید

napped together

با هم چید

napped during day

در طول روز چید

napped in sun

در آفتاب چید

napped after lunch

بعد از ناهار چید

napped on couch

روی مبل چید

napped for hours

برای ساعت‌ها چید

جملات نمونه

i napped for a couple of hours this afternoon.

من برای چند ساعت بعد از ظهر چت کردم.

she napped on the couch while watching tv.

او در حالی که تلویزیون تماشا می کرد روی مبل چت کرد.

after lunch, he often napped to recharge.

بعد از ناهار، او اغلب برای تجدید قوا چت می کرد.

the baby napped peacefully in her crib.

نوزاد به آرامی در گهواره خود چت کرد.

she napped for just 20 minutes and felt refreshed.

او فقط 20 دقیقه چت کرد و احساس طراوت کرد.

he napped during the long train journey.

او در طول سفر طولانی با قطار چت کرد.

they napped together in the afternoon sun.

آنها در آفتاب بعد از ظهر با هم چت کردند.

feeling tired, i napped before dinner.

احساس خستگی، من قبل از شام چت کردم.

she napped to prepare for her night shift.

او برای شیفت شبش چت کرد.

he occasionally napped at his desk during work hours.

او گاهی اوقات در ساعات کاری در دفتر خود چت می کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید