slept

[ایالات متحده]/slɛpt/
[بریتانیا]/slɛpt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته نقلی خوابیدن

عبارات و ترکیب‌ها

slept well

خواب خوبی داشتم

slept soundly

به خوبی خوابیدم

slept late

دیر خوابیدم

slept through

از خواب گذشتم

slept in

تا دیر وقت خوابیدم

never slept

هرگز نخوابیدم

slept poorly

بد خوابیدم

slept outside

بیرون خوابیدم

slept alone

تنها خوابیدم

slept lightly

به راحتی خوابیدم

جملات نمونه

she slept soundly through the night.

او شب را به راحتی و عمیق خوابید.

he slept late on the weekends.

او آخر هفته‌ها دیر از خواب بیدار می‌شد.

they slept under the stars.

آن‌ها زیر نور ستارگان خوابیدند.

i slept like a baby after the long trip.

من بعد از سفر طولانی مثل یک نوزاد راحت خوابیدم.

she slept in this morning.

او امروز صبح دیر از خواب بیدار شد.

he slept through the alarm.

او در حين زنگ ساعت خوابيد.

we slept on the bus during the trip.

ما در طول سفر اتوبوس را خوابیدیم.

she slept for eight hours last night.

او شب گذشته هشت ساعت خوابید.

he slept with his dog beside him.

او با سگش کنارش خوابید.

they slept separately during the vacation.

آن‌ها در طول تعطیلات جدا از هم خوابیدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید