slept well
خواب خوبی داشتم
slept soundly
به خوبی خوابیدم
slept late
دیر خوابیدم
slept through
از خواب گذشتم
slept in
تا دیر وقت خوابیدم
never slept
هرگز نخوابیدم
slept poorly
بد خوابیدم
slept outside
بیرون خوابیدم
slept alone
تنها خوابیدم
slept lightly
به راحتی خوابیدم
she slept soundly through the night.
او شب را به راحتی و عمیق خوابید.
he slept late on the weekends.
او آخر هفتهها دیر از خواب بیدار میشد.
they slept under the stars.
آنها زیر نور ستارگان خوابیدند.
i slept like a baby after the long trip.
من بعد از سفر طولانی مثل یک نوزاد راحت خوابیدم.
she slept in this morning.
او امروز صبح دیر از خواب بیدار شد.
he slept through the alarm.
او در حين زنگ ساعت خوابيد.
we slept on the bus during the trip.
ما در طول سفر اتوبوس را خوابیدیم.
she slept for eight hours last night.
او شب گذشته هشت ساعت خوابید.
he slept with his dog beside him.
او با سگش کنارش خوابید.
they slept separately during the vacation.
آنها در طول تعطیلات جدا از هم خوابیدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید