nasalities in speech
حنجرهها در گفتار
nasalities of sound
حنجرههای صدا
nasalities affect tone
حنجرهها بر لحن تأثیر میگذارند
nasalities and resonance
حنجرهها و تشدید
nasalities in singing
حنجرهها در آواز
nasalities in language
حنجرهها در زبان
nasalities of dialects
حنجرههای لهجهها
nasalities and clarity
حنجرهها و وضوح
nasalities in pronunciation
حنجرهها در تلفظ
nasalities in accents
حنجرهها در گویشها
her voice had some nasalities that made it unique.
صدای او دارای برخی از نوساییها بود که آن را منحصر به فرد میکرد.
he struggled with nasalities while singing.
او در هنگام آواز خواندن با نوساییها دست و پنجه نرم میکرد.
the doctor noted the nasalities in his speech.
پزشک نوساییها را در گفتار او یادداشت کرد.
some languages have distinct nasalities that affect pronunciation.
برخی از زبانها دارای نوساییهای مشخصی هستند که بر تلفظ تأثیر میگذارند.
her cold caused her to develop nasalities.
سرماخوردگی او باعث شد نوساییها را تجربه کند.
nasalities can change the way words are understood.
نوساییها میتوانند نحوه درک کلمات را تغییر دهند.
he worked hard to reduce the nasalities in his accent.
او سخت تلاش کرد تا نوساییها را در لهجه خود کاهش دهد.
teachers often help students with nasalities in their speech.
معلمان اغلب به دانشآموزان در مورد نوساییها در گفتارشان کمک میکنند.
the dialect features strong nasalities that are hard to imitate.
این گویش دارای نوساییهای قوی است که تقلید از آنها دشوار است.
listening to her helped me understand different nasalities.
گوش دادن به او به من کمک کرد تا نوساییهای مختلف را درک کنم.
nasalities in speech
حنجرهها در گفتار
nasalities of sound
حنجرههای صدا
nasalities affect tone
حنجرهها بر لحن تأثیر میگذارند
nasalities and resonance
حنجرهها و تشدید
nasalities in singing
حنجرهها در آواز
nasalities in language
حنجرهها در زبان
nasalities of dialects
حنجرههای لهجهها
nasalities and clarity
حنجرهها و وضوح
nasalities in pronunciation
حنجرهها در تلفظ
nasalities in accents
حنجرهها در گویشها
her voice had some nasalities that made it unique.
صدای او دارای برخی از نوساییها بود که آن را منحصر به فرد میکرد.
he struggled with nasalities while singing.
او در هنگام آواز خواندن با نوساییها دست و پنجه نرم میکرد.
the doctor noted the nasalities in his speech.
پزشک نوساییها را در گفتار او یادداشت کرد.
some languages have distinct nasalities that affect pronunciation.
برخی از زبانها دارای نوساییهای مشخصی هستند که بر تلفظ تأثیر میگذارند.
her cold caused her to develop nasalities.
سرماخوردگی او باعث شد نوساییها را تجربه کند.
nasalities can change the way words are understood.
نوساییها میتوانند نحوه درک کلمات را تغییر دهند.
he worked hard to reduce the nasalities in his accent.
او سخت تلاش کرد تا نوساییها را در لهجه خود کاهش دهد.
teachers often help students with nasalities in their speech.
معلمان اغلب به دانشآموزان در مورد نوساییها در گفتارشان کمک میکنند.
the dialect features strong nasalities that are hard to imitate.
این گویش دارای نوساییهای قوی است که تقلید از آنها دشوار است.
listening to her helped me understand different nasalities.
گوش دادن به او به من کمک کرد تا نوساییهای مختلف را درک کنم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید