nasion

[ایالات متحده]/ˈneɪʒən/
[بریتانیا]/ˈneɪʒən/

ترجمه

n. پل بینی؛ نقطه‌ای که استخوان‌های پیشانی و بینی به هم می‌رسند
Word Forms
جمعnasions

عبارات و ترکیب‌ها

nasion point

نقطه نافی

nasion line

خط نافی

nasion measurement

اندازه‌گیری نافی

nasion position

موقعیت نافی

nasion height

ارتفاع نافی

nasion angle

زاویه نافی

nasion width

عرض نافی

nasion axis

محور نافی

nasion region

منطقه نافی

nasion profile

پروفایل نافی

جملات نمونه

the nasion is an important landmark in anthropometry.

نِیزا یک نقطه مرجع مهم در انسان‌سنجی است.

doctors often measure the nasion when assessing facial symmetry.

پزشکان اغلب نِیزا را هنگام ارزیابی تقارن صورت اندازه‌گیری می‌کنند.

in craniofacial surgery, the nasion is a critical reference point.

در جراحی صورت و جمجمه، نِیزا یک نقطه مرجع حیاتی است.

the distance from the nasion to the chin is often analyzed.

فاصله از نِیزا تا چانه اغلب مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌گیرد.

anthropologists study variations in nasion position across populations.

دانشمندان انسان‌شناسی تغییرات در موقعیت نِیزا در سراسر جمعیت‌ها را مطالعه می‌کنند.

facial measurements include the nasion as a key landmark.

اندازه‌گیری‌های صورت شامل نِیزا به عنوان یک نقطه مرجع کلیدی است.

in orthodontics, the nasion plays a role in treatment planning.

در ارتودنسی، نِیزا نقشی در برنامه‌ریزی درمان دارد.

understanding the nasion helps in reconstructive surgery.

درک نِیزا به کمک جراحی بازسازی‌کننده کمک می‌کند.

measurements taken from the nasion can indicate growth patterns.

اندازه‌گیری‌های گرفته شده از نِیزا می‌تواند نشان‌دهنده الگوهای رشد باشد.

the nasion is often used in 3d facial modeling.

اغلب از نِیزا در مدل‌سازی سه بعدی صورت استفاده می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید