natation

[ایالات متحده]/ˌneɪˈteɪʃən/
[بریتانیا]/ˌneɪˈteɪʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل شنا کردن؛ هنر یا تکنیک شنا کردن
Word Forms
جمعnatations

عبارات و ترکیب‌ها

competitive natation

شنای رقابتی

synchronized natation

شنای همگام

water natation

شنا در آب

natation skills

مهارت‌های شنا

natation training

آموزش شنا

natation events

مسابقات شنا

natation coach

مربی شنا

natation technique

تکنیک شنا

natation classes

کلاس‌های شنا

natation competitions

رقابت‌های شنا

جملات نمونه

natation is a great way to stay fit.

شنا راهی عالی برای حفظ تناسب اندام است.

she enjoys practicing natation every morning.

او از تمرین شنا هر روز صبح لذت می برد.

he joined a natation club to improve his skills.

او برای بهبود مهارت های خود به یک باشگاه شنا پیوست.

natation can be both a competitive sport and a leisure activity.

شنا می تواند هم یک ورزش رقابتی و هم یک فعالیت تفریحی باشد.

many athletes train in natation for the olympics.

بسیاری از ورزشکاران برای المپیک در شنا آموزش می بینند.

learning natation can save lives in emergencies.

یادگیری شنا می تواند در شرایط اضطراری جان انسان ها را نجات دهد.

natation improves cardiovascular health.

شنا سلامت قلب و عروق را بهبود می بخشد.

she won a medal in natation at the national championships.

او در مسابقات ملی مدال طلا در شنا به دست آورد.

he teaches natation to children at the local pool.

او شنا را به کودکان در استخر محلی آموزش می دهد.

natation is often recommended for rehabilitation.

شنا اغلب برای توانبخشی توصیه می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید