natator

[ایالات متحده]/ˈneɪtəˌtɔː/
[بریتانیا]/ˈneɪtəˌtɔr/

ترجمه

n. شناگر؛ یک نفر که شنا می‌کند
Word Forms
جمعnatators

عبارات و ترکیب‌ها

natator species

گونه شناگر

natator behavior

رفتار شناگر

natator habitat

زیستگاه شناگر

natator diet

رژیم غذایی شناگر

natator migration

مهاجرت شناگر

natator research

تحقیقات شناگر

natator conservation

حفظ شناگر

natator population

جمعیت شناگر

natator nesting

لانه سازی شناگر

natator tracking

ردیابی شناگر

جملات نمونه

the natator is known for its swimming abilities.

شناگر به توانایی شنای خود معروف است.

many species of natator can be found in tropical waters.

بسیاری از گونه‌های شناگر را می‌توان در آب‌های استوایی یافت.

the natator's streamlined body helps it move quickly.

بدن آیرودینامیک شناگر به او کمک می‌کند تا به سرعت حرکت کند.

scientists study the natator to understand aquatic life.

دانشمندان شناگر را مطالعه می‌کنند تا حیات آبزی را درک کنند.

the natator plays a vital role in its ecosystem.

شناگر نقش حیاتی در اکوسیستم خود ایفا می‌کند.

observing the natator can be a fascinating experience.

مشاهده شناگر می‌تواند تجربه‌ای جذاب باشد.

many children learn to swim like a natator.

بسیاری از کودکان یاد می‌گیرند مانند یک شناگر شنا کنند.

the natator uses its fins to navigate through water.

شناگر از باله‌های خود برای حرکت در آب استفاده می‌کند.

in some cultures, the natator is a symbol of freedom.

در برخی فرهنگ‌ها، شناگر نماد آزادی است.

conservation efforts are important for the natator's survival.

تلاش‌های حفاظتی برای بقای شناگر مهم هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید