nates

[ایالات متحده]/ˈneɪtiːz/
[بریتانیا]/ˈneɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. باسن؛ قسمت بالایی بدن چهارگانه مغز
Word Forms
جمعnatess

عبارات و ترکیب‌ها

nates and thighs

باسن و ران‌ها

firm nates

باسن‌های سفت

nates position

موقعیت باسن

nates muscles

عضلات باسن

nates area

ناحیه باسن

nates shape

شکل باسن

nates workout

تمرین باسن

nates injury

آسیب باسن

nates definition

تعریف باسن

nates stretch

کششی برای باسن

جملات نمونه

he fell on his nates while playing soccer.

او در حین بازی فوتبال روی باسن‌هایش افتاد.

she sat down hard on her nates after the long hike.

او پس از پیاده‌روی طولانی، به سختی روی باسن‌هایش نشست.

the toddler giggled as he landed on his nates.

کودک خردسال در حالی که روی باسن‌هایش فرود می‌آمد، خندید.

he complained about soreness in his nates after the gym.

او پس از باشگاه بدنسازی در مورد درد در باسن‌هایش شکایت کرد.

she adjusted her position to relieve pressure on her nates.

او موقعیت خود را برای کاهش فشار روی باسن‌هایش تنظیم کرد.

the chair was uncomfortable for his nates.

صندلی برای باسن‌های او ناراحت‌کننده بود.

he laughed when he realized he was sitting on his nates.

وقتی متوجه شد روی باسن‌هایش نشسته است، خندید.

after the fall, she checked for bruises on her nates.

پس از سقوط، او باسن‌هایش را برای کبودی بررسی کرد.

his nates were sore from sitting too long.

باسن‌های او به دلیل نشستن طولانی مدت درد می‌کردند.

she wore padded shorts to protect her nates during cycling.

او شورت‌های پددار پوشید تا در حین دوچرخه‌سواری از باسن‌هایش محافظت کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید