nativism

[ایالات متحده]/ˈneɪtɪvɪzəm/
[بریتانیا]/ˈneɪtɪˌvɪzəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک سیاست یا باور سیاسی که منافع ساکنان بومی را به منافع مهاجران ترجیح می‌دهد؛ نظریه‌ای که برخی مهارت‌ها یا توانایی‌ها ذاتی هستند نه اکتسابی

عبارات و ترکیب‌ها

cultural nativism

خونگرایی فرهنگی

political nativism

خونگرایی سیاسی

economic nativism

خونگرایی اقتصادی

nativism movement

جنبش وطن‌پرستی

nativism policies

خط‌مشی‌های وطن‌پرستانه

nativism ideology

ایدئولوژی وطن‌پرستی

nativism debate

بحث و جدل در مورد وطن‌پرستی

nativism sentiment

احساسات وطن‌پرستانه

nativism rhetoric

بیان وطن‌پرستانه

nativism trends

روندهای وطن‌پرستی

جملات نمونه

nativism can influence immigration policies.

تبعیض‌گرایی می‌تواند بر سیاست‌های مهاجرتی تأثیر بگذارد.

the rise of nativism has sparked debates in society.

ظهور تبعیض‌گرایی بحث‌هایی را در جامعه برانگیخته است.

many people associate nativism with nationalism.

بسیاری از مردم تبعیض‌گرایی را با ملی‌گرایی مرتبط می‌کنند.

nativism often leads to cultural conflicts.

تبعیض‌گرایی اغلب منجر به درگیری‌های فرهنگی می‌شود.

the nativism movement gained momentum in recent years.

جنبش تبعیض‌گرایی در سال‌های اخیر قدرت گرفته است.

critics argue that nativism is harmful to diversity.

منتقدان استدلال می‌کنند که تبعیض‌گرایی برای تنوع مضر است.

nativism can manifest in various forms across countries.

تبعیض‌گرایی می‌تواند به اشکال مختلف در سراسر کشورها بروز کند.

some politicians exploit nativism for electoral gain.

برخی از سیاستمداران از تبعیض‌گرایی برای کسب سود انتخاباتی سوء استفاده می‌کنند.

education can play a role in countering nativism.

آموزش می‌تواند نقش مهمی در مقابله با تبعیض‌گرایی ایفا کند.

understanding the roots of nativism is essential for dialogue.

درک ریشه‌های تبعیض‌گرایی برای گفت‌وگو ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید